ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ملکوت هشتم

        
صبوري ماجراي غريبیست،
كافي است
مسافرى ساده
در چشم هايت،
دنبال بهانه اي قديمي بگردد
تا این بهانه ی كوچك
جويباري جاری شود
در ابتداي سفرهايش...
 
راهش را دنبال كن!
به كوچه باغي مي رسي
در حوالي ملكوت و درياچه اي وسيع..
نترس!
به آب بزن! ميانه دريا عمارتي است
از پرنيان و پرند از ترنج و ترمه و ابريشم
جلوتر كه بروي
لابلاي لیلایی مژگانت، گنبدي گل طلایی،
خورشيد تر از افتاب می بینی
که لبخندهاي مسافر
آنجا آرام تر است.
در گوش من و مسافر
كبوتري ميخواند
من و تو با هم
به استجابت بهار رسيديم
درختاني هستيم
با شاخه اي بر سينه
به نشانه ادب
ميوه مي باريم با ذكر صلوات
()
مسافران راهي
به شهر تو كه مي رسند
ديگر طاقتي نمانده است
زل ميزنند
به ايوان طلاو گنبدت
در چشمهايشان
كبوتران شناور مي شوند
جويبارها راهي درياها مي شوند
تا به حوالي خورشيد برسند
()
چشم هایش
اخرين معبد شرق است
دلم بی قرارم را
مي بندم يك گوشه حرم
زل ميزنم مثل يك درخت
با دستي بر سينه
مثل همه ي مسافران ناصبور
تا كدام طرف حيات
صداي صلوات مخصوصت بپيچد
و
كدام طرف حياط
بندي از پايي باز شود.
خم مي شوم تا به سلامي
گم شوم
ميان هلهله ی شادباش ها
و در باد
همراه عطر تو
با كبوتران مسافر حرم
به انسوي ابرها سفر كنم،
يا جويباري شوم
كمرنگ
از چشمه اي دور
كه روزي به حوالي اقيانوس دلش می رسد.
()
ببخش!
بي قراري امانم نمي دهد
و زبانم جز به رضا رضا رضا نمی چرخد.
حالا می فهمم
چرا پدرت گفت که فرزندم را رضا صدا كنيد(١)
من با لبی لبالب از رضا
به تو خیره می شوم
به تو که افتابی هستی
که دشمن و دوست به نور و شورَت محتاجند (٢)
نامت
نامی ست برای ملكوت و خورشيد و آسمان.
نامی براي صبوري و ناصبوری.
با همين سه حرف
شعري روان می شود
در جويبار جاری چشمم
با همين سه حرف
شعری می نویسم
روی بال بیقرار كبوترانت
تا به ملكوت برسد.
ديگر چيزي نميخواهم
کم کم با سه حرف ر ض آ
به سه حرف خ د آ می رسم.....
 
رها هوشمند نژاد
 
 
 
١/فرزندم را رضا صدا كنيد((عيون الأخبار الرضا،باب اول،امام كاظم ع))
٢/او رضاست، چون همانطور كه دوستان پدرم بر او رضا شده اند،مخالفانش هم ايشان را قبول كرده اند((عيون الأخبار الرضا،باب أول،حضرت امام جواد ع

کلمات کلیدی این مطلب :  شهرور ، ضریح فولاد ، گنبد طلایی ، رها هوشمند نژاد ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/6/1 در ساعت : 21:51:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  819


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  وحید سلیمی بنی « تردید »     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام و عرض ادب بانو رها این سایت را می خوانم و چند بار هم سعی کرده ام در آن عضو شوم که متاسفانه به دلایلی موفق نشدم . سئوالی کرده بودید در حیات خلوت در مورد یکی از ابیات محمد رومی . چون راه دیگری برای دسترسی به ارسال پیام نداشتم ، اینجا به حضور رسیدم . غزلی است سروده ی بنده ، به حضورتان ارسال می کنم . امیدوارم گره گشا باشد . به هوای وصل ساقی هوس قمار دارم به قمار گر نشینم طلب کنار دارم بکشم شراب بی غش به صفای روی ساقی نگهی به ساغر می نظری به یار دارم اگر این قمار گیرم بچشم ز طعم وصلش وگر آن قمار بازم نه ره فرار دارم اگر این قمار بازم به قضای وی بنازم که گذشتم از خود و سر به طناب دار دارم « خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش » به هوای وصل ساقی هوس قمار دارم
مرضیه عاطفی
1394/6/2 در ساعت : 10:18:3
سلام بر رهای عزیز
احسنت بر این ارادت خالصانه و شاعرانه و عاشقانه.
بزوی زائر امام رضا(ع) باشی دوست خوبم.
التماس دعا.
یاعلی(ع)
رها هوشمند نژاد
1394/6/2 در ساعت : 19:22:36
درود بر شما خانم عاطفی
چه ارزوی قشنگی بود به زودی زیارت .ممنون
بازدید امروز : 7,147 | بازدید دیروز : 16,894 | بازدید کل : 121,946,646
logo-samandehi