ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قامت ابری
 با سلام وعرض ارادت به همه ی دوستان، شاعران وفرهیختگان!
 نوروز،جشن باستانی مان را به همه ی عزیزان،خجسته باد می گویم.واز خداوند بزرگ برای همه،سالی همراه با تندرستی وبهزیستی،آرزومی کنم.
ازبزرگوارانی که نسبت به درگذشت مرحوم پدرم،همدلی وهمراهی کردند و با ابراز محبت خود باعث تسلای من و خانواده ام شده اند،صمیمانه سپاسگزاری می کنم.خداوند یارویاورتان باشد.


سلام قامت ابري،نجيب دريا زاد!
طلوع مشرقي ات را نبرده ام از ياد 
هنوزجاي تو درخاطرات من سبز است
اگرچه فاصله اي تلخ بين مان افتاد
غروب رفتنت – آن لحظه ي تماشايي-
ببين چه بر سرم آورد خانه ات آباد!
مپرس حوصله ي باغ مان اگر تنگ است
نشسته بختك غم روي شانه ي شمشاد
كلاغ بود پياپي از آسمان مي ريخت
هزار حادثه بعد ازتو اتفاق افتاد
غزل! حمايت چشمان تو تهمتن را
رها كند مگرازتنگناي چاه شغاد
بيا بهانه ي شعرم مرا ببربا خود
 به كوچه هاي قديمي به ناكجاآباد
به چشم هاي تو خود را سپرده ام امشب
به آن نگاه غزل خيز،هرچه بادا باد!
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1394/1/11 در ساعت : 7:52:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  1406


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1394/1/16 در ساعت : 3:33:26
این غزل شیوای استاد صفادل در زمره آثاری است که علاوه بر استحکام و زیبایی ، شاهد مثالی است برای شعر درس آموز ،شعری که می تواند مصداقی باشد برای زبان روز بودن شعر، برای راهنمایی شاعران نو قلم
شعر دیالوگی ساده و صمیمی است با همان مشخصه ها ، شروع ِ با سلام و احترامی مبتنی بر زیبانگاری ( نجیب دریا زاد ) و انتقال حس وفاداری و دوستداری با عباراتی بسیار ساده و صمیمی - جایت سبز است ، خانه ات آباد ( یک جمله معترضه ی محترمانه که داغ دلی را واگویه می کند ) همراه با تشبیهات و استعاره های بی نظیر و ایماژگرایی استادانه ( ریختن کلاغ از آسمان - تنگی حوصله ی باغ ، نگاه غزل خیز و... ) و نیز المان های تاریخی و افسانه ای مثل رهایی تهمتن از چاه شغاد
یکبار دیگر شعر را مرور کنیم : سلام قامت ابری - اشاره به کهنسالی - طلوع مشرقی ات را از یاد نبرده ام - اشاره به روزگار جوانی و شادابی که دوره ی خاطره انگیز پسر و پدر است و بلافاصله در بیت بعد با عبارتی صمیمی و همه کس فهم که در زبان محاوره هم در بیشتر دیالوگ های پارسی متداول است - جایت سبز - به آن اشاره می شود ( هنوز جای تو در خاطرات من سبز است ) اگرچه فاصله ای تلخ و ناگزیر بین ما افتاده است ... ببین تصویر غروب غم انگیز رفتنت با من چه کرد ؟ /خانه ات آباد !/ - این جمله معترضه مودبانه هم در ادبیات فولکور پارسی بسیار متداول است -
در ادامه شعر روایتی است گزارش گونه برای کسی که با او فاصله افتاد ... روایت وقایع بعد از رفتنش و در ادامه آرزوی پیوستن به او در خلسه ای فارغ از جهان مادی و محو در اثر به جای مانده از رد نگاهی که غزل خیز است و می تواند / من / را از چاه غم در آورد ... با هر پیامدی - هرچه باداباد-

این مختصر نه به عنوان نقد که برداشتی است مشتاقانه از سروده ای کم یاب که می توان در بیت بیت آن شاعری و فرزانگی را دید ... بی هیچ اضافه گویی یا کوششی برای استخدام واژه ها ، گویی که عبارات خود در بهترین حالت استعمال و در همانجایی که باید ، کنار هم نشسته اند تا شعری آفریده شود یکدست ، بلیغ و زیبا
به نوبه ی خود از حضور استاد فرزانه خدابخش صفادل در این فضای دوست داشتنی خرسندم
محمدمهدی عبدالهی
1394/1/11 در ساعت : 9:4:38
سلام و عرض ادب استاد صفادل عزيز
درود بر شما
بسيار زيبا سروديد
ضمن عرض تسليت مجدد درگذشت پدر گراميتان از خداوند منان براي آن عزيز سفركرده علو درجات مسئلت دارم.
سال پر خير و بركت و سرشار از معنويت و موفقيت و كاميابي در پناه حضرات آل الله برايتان آرزومندم
برقرار باشيد و پايدار
مرضیه عاطفی
1394/1/11 در ساعت : 10:17:2
"كلاغ بود پياپي از آسمان مي ريخت
هزار حادثه بعد از تو اتفاق افتاد"
سلام و عرض تبریکِ سال نو.
برقرار و پیروز باشید.
یاعلی(ع)
علی گیاهی
1394/1/11 در ساعت : 22:4:2
درود استاددرگذشت پدربزرگوارتان راحضورشما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت میگویم غفران رحمت الهی برای آن بزرگوار مسالت دارم
شبنم فرضی زاده
1394/1/13 در ساعت : 1:55:58
به چشم هاي تو خود را سپرده ام امشب
به آن نگاه غزل خيز،هرچه بادا باد!
ابراهیم حاج محمدی
1394/1/13 در ساعت : 1:59:46
سلام و درود بر حضرت دوست استاد عزیز جناب صفادل
صبرتان در تحمل مصیبت درگذشت پدر بزرگوارتان جمیل و اجرتان در پیشگاه خداوند منان جزیل باد .
غلامعباس سعیدی
1394/1/13 در ساعت : 11:58:5
سلام بزرگوار

هنوزجاي تو درخاطرات من سبز است
اگرچه فاصله اي تلخ بين مان افتاد



پدرت را خدا بیامرزاد
به شما نیز اجرِ صبر دهاد
روح الله ستایش احدی
1394/1/13 در ساعت : 14:0:27
سلام استاد صفادل
درگذشت پدر بزرگوارتون رو تسليت ميگم
رضا محمدصالحی
1394/1/15 در ساعت : 20:52:58
غروب رفتنت – آن لحظه ي تماشايي-
ببين چه بر سرم آورد خانه ات آباد!

كلاغ بود پياپي از آسمان مي ريخت
هزار حادثه بعد ازتو اتفاق افتاد

سلام حضرت استاد

تسلیت حقیر را پذیرا باشید

درود بر شما و این کلک ادب آموز
علی اکبر مقدم
1394/1/15 در ساعت : 22:56:15
با سلام خدمت استاد
صمیمانه در گذشت ابوی گرام را تسلیت عرض میکنم
خشنود ازو خدا باد
عمر شما بقا باد
علی نظری سرمازه
1394/1/16 در ساعت : 11:28:12
درودشاعرگرامی
تسلیت عرض می شود
روحشان شاد وباخوبان خدا محشور
امیر سیاهپوش
1394/1/17 در ساعت : 0:9:52
سلام و تسلیت این حقیر را پذیرا باشید. هر چند دیر و از دور. خدای بزرگ روحشان را قرین مغفرت و رحمت خود بگرداند.
كلاغ بود پياپي از آسمان مي ريخت
هزار حادثه بعد ازتو اتفاق افتاد
مهدی سیدحسینی
1394/1/17 در ساعت : 10:50:41
درود!
تسلیت به مناسبت فوت پدر گرامی تان.
علی فردوسی
1394/1/17 در ساعت : 22:31:23
سلام جناب صفادل

من الان با خواندن اين مطلب از درگذشت پدر بزرگوارتان با خبر شدم
تسليت بنده را هم پذيرا باشيد. ان شاءالله روحشان قرين رحمت الهي باشد.
سید علمدار ابوطالبی نژاد
1394/1/18 در ساعت : 21:29:22
سلام براستاد صفادل عزیز وارجمند
درگذشت پدربزرگوارتان راتسلیت عرض می نمایم.

كلاغ بود پياپي از آسمان مي ريخت
هزار حادثه بعد ازتو اتفاق افتاد
سرافرازباشید!
علی اصغر اقتداری
1394/1/30 در ساعت : 4:3:30
سلام استاد با صفا!
فقدان پدر گرامی ونازنین تان را دوباره تسلیت می گویم.
درد نامه ای است که با مهارت وشکوهی خاص و از عمق جان شاعر،بر آمده است.برای پدری که طلوع مشرقی اورا شاعر با چشمان خود دیده،واین طلوع مشرقی وعارفانه حکایتی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود
پدری که قامت ابری اش برای آشنایان نوید باران بوده است.پدری که زاده ی دریاست،ودریادل
کاش در این مصراع
غروب رفتنت –آن لحظه ي تماشايي- بعد ازتماشایی،هم علامت تعجب می گذاشتید،تا بار عاطفی بیشتری را به مخاطب القا کند.
فصیح وروان ومحکم وزیبا بود.
الهه تاجیکزاده آریایی
1394/3/6 در ساعت : 5:45:6
سلام و عرض ادب و احترام استاد گرامی.
روح پدر بزرگوارتان قرین لطف و رحمت الهی باد. آمین.

ارادتمندم.
بازدید امروز : 1,466 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,892,246
logo-samandehi