ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خانه ی مارا لگد مالی نمود

هرکه آمد خانه ی ما را لگد مالی نمود
زَهر وخشم خویش را درجان ما خالی نمود
تا بُدم ازدست ناپاکانِ ایامم خموش
لب نترکاندم خدایا گرچه بودم بارِ دوش
هرطرف رفتم سپر را نام تو کردم «جلال»!
از نبرد شیر وشمشیرش نترسیدم به حال
پنجه را با پنجه ی شیرزمان انداختم
با توکل بر تو هرجا زندگی را ساختم
مردکوهستان بدم چون کوه ماندم استوار
مردْ می بابد که خندد لحظه های زیر دار
هرچه آمد برسرم گفتم خدا یاری کند
ازدم تیغ ستمکاران خودش کاری کند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بود وبگذشت آنچه گفتم درقلم
لیک آمد فصل دیگر بار غم
گفته بودی کوه را میخ زمین
قامت کوه از ازل بُد آهنین
کی شود اندام او آبِ روان
قامتش کی خم شود با آب ونان
سایه ی سروش أمانت می دهد
روزگارِ سخت، جانت می دهد
ازقضا این قصه ها اینجا نبود
گرچه باغ ما بود رنگش کبود
سبزه ی او از طبیعت زاده شد
سبزه ی ما ازمصیب داده شد
تا بُدم جامم شکست این روزگار
کاش بودی روزگارِ یارِ غار
فکرکردم روزها اینجا شب است
ساکن این خانه را خوابش تب است
لیک دیدم آب وخاکش سینه چاک
ذره ای از کس ندارد شرم وباک
هرطرف بینی چوگرگی می درد
خوشه هایی ازرخ گل می پرد
گفته اند اینها عذاب «کبریا» ست
ازچه اینها بهر مشتی بی «گناه» ست؟
سرزنش گرمی شود، بیچارگان
پس خدارا نیست فرقی با دَدان
گر بگیرد خشم براهل فساد
خانه ها در «شیرپور» ش ازچه باد؟
خانه ها ویران نمودند رهزنان
هیچ دیدی رحم اینها بر زنان؟
قصرها افراشتند ازخون ما
گربخوانی از رخ محزون ما
اینهمه «بیت الفساد» ش درزمین
پس چرا آنجا نیاید این چنین؟
«بادغیس» و «جوزجان» و «میمنه»
با «یمین» اند و «یمان» و «میمنه»
یا «سرپل» با «بدخشان» ازچی بود
هیچ دیدی درمیانش از یهود؟
خود بگو دراینهمه «دارالعباد»
هیچ دیدی آشتی را با فساد؟
ازچی می آید یکایک درد وغم؟
ناگهان دیدی همه ریزد به هم...
ـــــــــــــــــــــــــــ
بازگردم بر سراصل سخن
بسکه غمبارم نمود این پیرهن
باکی گویم ازتب ایام خویش
تلخ روزی ها وتلخی کام خویش
گرچه بُد مردان نامرد زمان
می ربودند از زمینم آب ونان
لیک آمد لحظه ی دیگر به جوش
لحظه ی نا باوریِّ چشم وگوش
لحظه ی نامردی آب است وخاک
سینه ی نوزاد مارا کرد چاک
هرکجا بینی غمی روی غم است
آب وخاک سرزمینم ماتم است
ــــــــــــــــــــــــــــ
ای خدا برمن بگو خود صاف وپاک
مشکل ازما هست یا از آب وخاک!
یاکه مشکل درهوای دیگر است
مشکل دین است وعقلِ ابتر است!
هرچه آمد برسرم «شاکر» شدم
در وجود عقل خود کافر شدم
گرنمودم راه خود اول جدا
ازکجا افتاده بود این ما جرا
گربدم من اهل تدبیر و امید
ازکجا این سیل و طوفان می جهید
راست گفتی هرچه آید برسرم
مایه ی دست خودم را می خورم
خود بگفتی از مصیبت «ما اصاب»
کسب دستان شما باشد خطاب
باید اول کار خود تدبیر کرد
بعد ازآن پیمانه هارا سیر کرد
ورنه این باشد برایش سرنوشت
می کند خرمن هرآنکس آنچه کشت
 
خوابگاه دانشگاه تهران
13/ ثور 1393
 
 
 
 
 
 
 
 
 


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/2/17 در ساعت : 21:7:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  865


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدرضا جعفری
1393/2/18 در ساعت : 12:58:6
درود بر شما
محمدصالح مصلح
1393/2/19 در ساعت : 8:10:16
درود برشما بزرگوار وممنون ازاین که وقت گذاشتید ...
سلامت و کامروا باشید
بازدید امروز : 13,373 | بازدید دیروز : 25,836 | بازدید کل : 121,902,029
logo-samandehi