ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



می جویمت
 

                           « می جویمت »

 

می جویمت

بی نام و بی نشان

بی آنکه بگذرم از کوچه های  مهر

بی آنکه بگیرم سراغت از کسی !

 


     * * *

چندین بهار پیش

در کوچه باغ  جوانی

ناجسته یافتمت ، اما

گم کردمت!

گم کردمت که دوباره

در فصل های  فرارو  بجویمت

چون جستجو

زیباترین چکامه‌ی هر فصل بود.

 


      * * *

در هر خزان - که سرآغاز ابرهاست -

می گویم: ای دل غمگین !

این فصل های زرد و  مه آلود بگذرد ،

می بینمش

دوباره در بهار ؛

اما

گاهی تو نمی آیی و

گاهی بهار !

 


      * * *

اکنون

این فصل پریشان که پیش روست ،

شاید بهار باشد و شاید

آغاز یک خزان !

و من هنوز

می جویمت

بی نام و بی نشان . . .

 

                                   * * *

کلمات کلیدی این مطلب :  چستچو ، چکامه ، گم گشته ، سرآغاز ابرها ، فصل مه آلود ، شاید بهار ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1392/10/24 در ساعت : 18:25:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  1006


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بهناز دهقان
1392/10/24 در ساعت : 19:15:1
و خزان
سرآغاز ابرها...
رحیم الله ارتگلی
1392/10/24 در ساعت : 21:37:30
درود بر شما وسپاس از حضورتان

سرآغاز ابرها و فصل سرد...
همیشه بهار باشید.
ابوالقاسم افخمی اردکانی
1392/10/24 در ساعت : 22:5:57
می جویمت

بی نام و بی نشان . . .

موید باشید

و سلام
رحیم الله ارتگلی
1392/10/25 در ساعت : 5:35:5
سلام ودرود بیکران بر شما بزرگوار

سپاس از لطفتان و نگاه پرمهرتان.

روزگارتان بهاری باد!
دکتر آرزو صفایی
1392/10/25 در ساعت : 8:53:48
درود بر شما
خوب سرودید
نویسا بمانید
رحیم الله ارتگلی
1392/10/25 در ساعت : 14:18:56
سلام بر شما خانم دکتر صفایی گرامی

سپاس از حضور پیگیرتان و حسن نظرتان

میلاد نور ، زادروز پیامبر رحمت بر شما و همهٔ اهالی ئسایت و خوانندگان مبارک باد.
احمد فرنود
1392/10/25 در ساعت : 10:20:21
می جویمت چنان ک لب تشنه آب را ...

درود ها
رحیم الله ارتگلی
1392/10/25 در ساعت : 14:20:27
درود بر شما جناب فرنود عزیز

مقدمتان گلباران...
مجتبی خرسندی
1392/10/26 در ساعت : 23:58:43
سلام
زیباسرودید
دست مریزاد
موفق باشید
یاعلی(علیه السلام)مدد...
رحیم الله ارتگلی
1392/10/27 در ساعت : 1:51:27
سلام بر شما بزرگوار

ممنون از حضور شریفتان
محمدمهدی عبدالهی
1392/10/29 در ساعت : 1:40:56
درود بر برادر بزرگوارم
رحیم الله ارتگلی
1392/10/30 در ساعت : 5:15:53
درود بر شما گرامی

شب و روزتان به کام ...
بازدید امروز : 12,958 | بازدید دیروز : 31,451 | بازدید کل : 130,922,610
logo-samandehi