بسیار اشعار زیبائی بود دستمریزاد
فائزه محمودی
1392/6/4 در ساعت : 18:32:34
ممنونم ازتون
|
|
مثل آسمان که افتاده،حلقه ای ز مـاه در گوشــــش! اشک حلقه میزند توی چشمهـای سرد و خاموشــــش درود برخانم محمودی بسیارزیبا و با احساس است موفق باشید وشاعر بدرود
فائزه محمودی
1392/6/4 در ساعت : 18:32:47
سلام و سپاس.
|
|
|
سلام فائزه جان خواندم و خواندم و لذت بردم سپاس
فائزه محمودی
1392/6/5 در ساعت : 12:33:43
ممنونم مبینا جان
|
|
بادرود! آفرین بر شما!
فائزه محمودی
1392/6/4 در ساعت : 18:33:3
ممنونم جناب حاجی پور
|
|
با تو کدخدای ِاین ده! من، حرف های خسته ای دارم این قبیله میکُشد شاعـر! این قبیله دوخت پاپوشــش نبض دارد این غزلهایش، کدخدای ده تو شاهـد باش! زنده مانده تا ابد شعرش گرچه دِه کند فراموشــــش بسیار عالی بانو محمودی گرامی راستی به جای چای بدون قند رفتم سراغ قهوه ی قاجار ...( شعر بروزم را بخوانید ) هرچند هردو تلخند
|
درود بر فائزه ی عزیز سرشار از لحظه های شاعرانه باشی
|
نبض دارد این غزلهایش، کدخدای ده تو شاهـد باش! زنده مانده تا ابد شعرش گرچه دِه کند فراموشــــش. سلام شعر خیلی خوبی بود عالی این مصرع را هم خیلی دوست داشتم : لخته بسته بود درشعرش، واژه های تلخ و مرگـ آلود موفق باشید بانو
فائزه محمودی
1392/6/4 در ساعت : 14:41:21
سلام ممنونم جناب رضایی.
|
|
سلام فائزه عزیز بسیار عالی
فائزه محمودی
1392/6/4 در ساعت : 18:33:26
سلام ممنونم از حضورتون تاراجان
|
|
باسلام
سرشارازلحظه های سرودن مانید
|