ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزلی تقدیم به استاد دکتر قزوه

 

دیر از بیماری استاد قزوه آگاه شدم. این غزل را به پاس لطفی که ایشان در حقم روا داشته‌اند تقدیم ایشان می‌کنم. به رسم ادب، از برادر شاعرم؛ آقای آسمان که آن را ویراستند، سپاس‌گزارم.




به جانِ ساقی و ساغر، بلای چشمِ خَمّارش

چو «حافظ»، دَرد باید چید از چشمانِ بیمارش[1]

مبادا چشم‌زخمِ نرگسی بر شمسه‌ی رویش

چو بختِ من مبادا خواب و بادا بخت بیدارش

دلم شیخی‌ست از بتخانه در میخانه افتاده

به افسونِ نگاهی از سرش افتاده دستارش

بزن نِی تا بخوانم چند بیت از «مثنوی»[2]در دل

بگو «افسانه‌ی»[3]یاری که دور افتاده از یارش

کجا دانسته بودم عشق راهی پُرخطر دارد؟[4]

نیفتد هیچ‌کس مانند من با دل سر و کارش

به حُسنِ عاقبت[5]باید بنازد هرکه می‌تابد

چراغِ پُرفروغی مثل «قزوه» در شب تارش

به پاسِ لطف او هر شب، ندارم جز دعا بر لب؛

خداوندا! نگهدارش، خداوندا! نگهدارش...


 

 

[1]به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم / بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم (حافظ).
[2]مثنوی معنوی مولانا جلال الدّین بلخی رومی.
[3]شعر افسانه‌ی نیما یوشیج.
[4]که عشق، آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها (حافظ).
[5]چون حُسنِ عاقبت، نه به رندیّ و زاهدی‌ست، / باشد که کار خود به حوالت رها کنند (حافظ).

 
کلمات کلیدی این مطلب :  دلبر تاشماتاوا ، روسیه ، علیرضا قزوه ، غزل ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1391/12/25 در ساعت : 21:57:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  1632


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی گیاهی
1391/12/25 در ساعت : 22:13:16
سلام بر خواهر ارجمند شاعره گرانقدر
شعر موزون ونغزتان را خوانده وبهره بردم
مانا ونویسا باشید
یاحق
نغمه مستشارنظامی
1391/12/26 در ساعت : 1:42:36

خداوندا! نگهدارش، خداوندا! نگهدارش...
سلام بانو. قدردانی و قدرشناسی شما ستودنی ست. غزل زیبایی بود.موفق باشید.
عبدالله امان
1391/12/26 در ساعت : 3:21:54
زيباست شاعر عزيز
شفاى عاجل بر اين مرد بزرك
وحیده افضلی
1391/12/26 در ساعت : 20:32:52
سلام
و هزار بار آفرین
امیر سیاهپوش
1391/12/26 در ساعت : 21:23:17
خیلی خوب بانوی ارجمند
دست مریزاد. صمیمانه خوش آمد می گویم به جنابعالی. موفق باشید و سر بلند
منتظر اشعار شیرین و دلنشینتان می مانیم
امین نوراللهی (فریاد)
1391/12/27 در ساعت : 3:34:35
سلام.خیلی خوب بود.خوش آمدید
محمد حسین انصاری نژاد
1392/1/3 در ساعت : 8:6:20
سلام
غزل زیباوبااحساسی است.دست مریزاد.
دلبر تاشماتاوا از روسیه
1392/1/4 در ساعت : 0:32:38
از همه دوستان که شعرم را می خوانند ممنون
علی هوشمند
1392/1/15 در ساعت : 10:36:59
درود ! لذت برديم
بازدید امروز : 3,920 | بازدید دیروز : 28,074 | بازدید کل : 131,106,051
logo-samandehi