ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود
۞ :: مجموعه سروده‌های سیده بلقیس حسینی،‌ شاعر فارسی‌زبان هندوستانی، در مجموعه‌ای با عنوان «در انتظار جمعه آخر» منتشر شد.
۞ :: اختصاصی : شب استاد حمید سبزواری با عنوان پدر شعر انقلاب
۞ :: اختصاصی : کیش برای پنجمین بار شعرباران می‌شود
۞ :: سیروس مشفقی (شاعر) درگذشت
۞ :: اختصاصی : ویژه برنامه " مناجات در ادب فارسی"
۞ :: اختصاصی : گزارشی از برگزاری شب شعر بزرگ قدس در گروه بین المللی هندیران در واتساپ
۞ :: نشست ادبی «از آزادسازی خرمشهر تا آزادسازی قدس»
۞ :: شاعران و نویسندگان برای «فلسطین آزاد» قلم می‌زنند
۞ :: اختصاصی : محمدعلی عجمی، شاعر تاجیک درگذشت.
۞ :: نخستین دوره مجازی کارگاه تخصصی شعر هیأت برگزار می‌شود
۞ :: سروده‌ای از رضا اسماعیلی؛ تو ارتفاع شهادت، «مُطهری» بودی
۞ :: اختصاصی : هفتادو هشتمین جلسه انجمن ادبی بیدل دهلوی در تاریخ 29 فروردین 1399 به نام "شب سعدی"



بشنو از نی

🌺 محمدرضا رستم پور.

رؤیـــای آبی بــی انـــدوه ، در دســت هـــای پـــــدر پوسید
امّیــد تکیــــه زدن بر او ، در چشــــم هـــای پســـر پوسید

هی صبـــر تـــا برسند از راه ، آن وعـــده هــای سـرخرمـن
آنقـــدر روی جگــــر مـانـده ، دنـــدان کـه روی جگـــر پوسید

هی چشــم شـــوق بــه راهی که ، بعـــد از غــبار سوارآید
هی گـــــوش بر خبــر تازه ، هی شــوق تـا که خبــر پوسید

هر تیشه زاد و ولد کرد و ، هر شاخه دست دعـــا برداشت
هـــرالتمــــاس درختـــی شـــد ، کـه بــــرغـــرور تبر پوسید

هی بــاغ یخ زد و مــن بــا ذوق ، از عطـر تـازه شدن خواندم
تــا روی حنجــــره ی ســـردم ، آواز «مـــرغ سحـــر» پوسید

«دیگـــر پیــامبـــری از عـــرش ، پــاییــن نخـواهـد آمـــد» نه
درچشـــم یخ زده ی رؤیـا ، آن شـــوق معجـــزه گـــر پوسید

گفتنــد مـی رود امــا مــانـــد ، ایــــن روزگار ســراســر زهر
آنقـــــدر دور تسلســل زد ، تـــــا اعتبــــــار شکـــر پوسید

تلــخ است ایــن کلمــات اما ، ایــن تلخــی از کلماتم نیست
این تلخی از تب افکاری ست ، کــه در کجــاوه ی سر پوشید

می خواست در سفری تازه ، یک کم لطیف شــود ایـن شعر
آنقـــدر گیــج شد از انـــدوه ، تــا رفتـــه رفتـــه سفر پوسید

از ســرگـــذشت امیـــد من ، تنهـــا دو جملــه بـه جــا مانده
دستی که قفل شده بر هیچ ، چشمی که میخ به در پوسید.


تاریخ ارسال :   1397/8/26 در ساعت : 2:27:20       تعداد مشاهده : 352



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 21,856 | بازدید دیروز : 20,155 | بازدید کل : 121,857,343
logo-samandehi