ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: امیری اسفندقه از خوش لفظ گفت
۞ :: «شهر هزار موشک» به روایت شاعر دزفولی
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود
۞ :: مجموعه سروده‌های سیده بلقیس حسینی،‌ شاعر فارسی‌زبان هندوستانی، در مجموعه‌ای با عنوان «در انتظار جمعه آخر» منتشر شد.

Share
به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
 
به قلم ✒️ : حمید حمزه نژاد 
 
گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند 
 "نگارخانه ی گنگا" سروده ی دکتر نقی عباس(کیفی) شاعری پارسی سرا از هندوستان  است که به همت "مؤسسه فرهنگی شاعران پارسی زبان " چاپ شده و در شامگاه روز جمعه ۲۰ تیرماه ۱۳۹۹
در گروه بین المللی هندیران به صورت مجازی برگزار شد. 
 
ابتدای جلسه دکتر علیرضا قزوه ضمن خوش آمد به حضار شروع جلسه را اعلام نمودند. در این برنامه یک ساعته که به علت استقبال بیش از حد حدود دو و نیم ساعت به درازا کشیده شد بیش از هفتاد ادیب و استاد و شاعر و هنرمند خوشنویس و منتقد از ایران و هند و تاجیکستان و افغانستان حضور داشتند.  
دکتر نقی عباس کیفی در بخشی از این برنامه گفت: 
 
با سلام و احترام خدمت تمام دوستان گروه بین‌الملل هندیران،
 در شب نقد کتاب شعرم «نگارخانه گنگا» به همه شما خیرمقدم می‌گویم و امیدوارم نظرات شما بزرگواران گرامی باعث پیشرفتم شود
 
دکتر علیرضا قزوه یادداشتی را که در مقدمه کتاب نوشته بود  به اشتراک گذاشت که در بخشی از آن آمده بود: 
 
رفیق هندی من! که موهایت بوی رنج می دهد و کم کم دارد جو گندمی می شود در جوانی. که در چشمانت شعر حلقه زده است و ریخته است به تمام جانت. فکر نمی کردم در جماعت هندیان در این آخرالزمان غریب دیگر کسی نگاهش بوی شعر بدهد و از چشمانش غزل بریزد و دستانش دانه بپاشد برای کبوتران جامعه مسجد دهلی و مرغان گرسنه ی گنگا. فکر نمی کردم بعد از بازگشت من به هند این درخت شعر پارسی این قدر تناور شده باشد و قد کشیده باشد و بچه های جوان دیروز حالا برای خودشان بعد از هشت سال کسی شده باشند. با لقب دکتر و استاد و بورس تاگور و استاد مهمان و خدا نصیب کند بیش از این را برای همه تان که استحقاقش را دارید و داشته اید. 
خودت که می دانی حکایت شعر پارسی دیروز را و امروز را . که حکایت دیروز شعر پارسی در هند حکایت این شعر بیدل است که گفت: 
به هندوستان یک گل‌اندام نیست
 و خودت دیدی که نبود و شکر خدا که امروز هم گل است و هم گل اندام. امروز وضع شعر در هند حتی از هشت سال پیش بهتر است . خدا را شکر. این رودخانه متصل شده است به دریا. حالا تو و بلرام و عزیز و مهدی باقر و دیگران با بچه های تهران و اصفهان و شیراز و غرب و شرق رفاقت می کنید و دهلی شده است برادر تهران. خواهر مهربان شیراز و فرزند رشید خراسان. حالا شما در هند چراغی را روشن کرده اید که پیش از ما فتیله اش را سوزاندند و در روغندانش خاک ریختند و فاتحه اش را هم خواندند. و خودت که بودی و دیدی چگونه نفس نفس این چراغ را با اشک چشم و روغن جان تازه کردیم و فتیله ای از مغز استخوان مان و موی سرمان بیرون کشیدیم و با آتش دل مان این چراغ را روشن کردیم. 
دکتر احسان الله شکراللهی هم که به اجرای این برنامه کمک می کرد گفت:
سلام عرض می‌کنم خدمت همه اعضای محترم گروه بین‌المللی هند ایران و عزیزانی که به احترام یکی از پژوهشگران و شاعران و اهالی نسخه خطی در شبه قاره در این ساعت حضور پیدا کردند یعنی جناب آقای سید نقی عباس کیفی، به اعتبار و به مناسبت مجموعه شعر جدید ایشان....
در این رونمایی مجازی حدود هفتاد تن از اساتید و ادیبان و هنرمندان فارسی زبان حضور داشتند که هرکدام به نوعی به این مجموعه استقبال نشان دادند 
خطاطان ایران و هند هم مثل همیشه با ذوق سرشارشان ابیاتی از این کتاب را انتخاب کردند و نوشتند. 
اساتید محترم و شاعران از کشورهای  هند و  پاکستان و افغانستان و ایران هم مقالات و یاداشت هاو فایل های صوتی در رابطه با اشعار نقی عباس کیفی و مجموعه شعر جدیدشان ارائه نمودند. در مجموع بیش از چهارصد فایل و متن و نوشته و خط و عکس و شعر در این شب به اشتراک گذاشته شد.به طوری که ماحصل آن می توانست یک کتاب قطور یادنامه شاعر باشد. 
 
کتاب شعر" نگارخانه گنگا " دومین مجموعه شعر دکتر نقی عباس کیفی به زبان فارسی ست. 
این مجموعه شامل حدود ۶۰  غزل به زبان فارسی ست 
که چند غزل اول این مجموعه را تقدیم می کنم:
 
بی‌اختیار عرض کنم 
 
ز اشک‌باریِ بی‌اختیار عرض کنم 
که حالِ زارِ دلِ بی‌قرار عرض کنم
 
شبِ وصال کنون بعدِ قرن‌های مدید 
چو آمده‌ست غمِ انتظار عرض کنم
 
وفاشعاری من گر دمی مجال دهد 
جوابِ طعنه‌زنی‌های یار عرض کنم
 
کنون که میل به صحبت نموده است صنم
چرا ز سختیِ این روزگار عرض کنم 
 
خوشا که او طلبد بهرِ مدحِ خویش مرا 
و من قصیدۀ باغ و بهار عرض کنم 
 
بدونِ هیچ تکلّف، بدونِ خوفِ رقیب 
به است هرچه کنم آشکار عرض کنم
 
به حرفِ دل که ندادی به بزمِ خود ارجی 
عجب مدار که بر اوجِ دار عرض کنم 
 
 
۲
از خاطرِ یاران رفتم
 
همه تن حسرت و با دیدۀ گریان رفتم
شمع‌سان در غمِ هجرِ تو به پایان رفتم
 
وحشتِ دل نگذارد دمی آرام مرا
گه سوی خانه و گه سمتِ بیابان رفتم
 
مثلِ یک تشنه که در دشت بدیده‌ست سراب
سوی هر کس که چو تو بود، شتابان رفتم
 
دیگر از من تو نبینی اثری؛ راحت باش
دگر از باغِ تو ای بادِ بهاران رفتم
 
من ز تنهایی و تقدیر، ندارم شکوه
آه، صد حیف که از خاطرِ یاران رفتم
 
نگهی لطف نما ای بُتِ کافر آخر 
بر منِ سوخته‌جانی که ز ایمان رفتم
 
 
 
 
۳
شِکوه کنم 
 
چرا ز شومیِ هر اتّفاق شِکوه کنم؟
ز هجر ناله کنم، وز فراق شکوه کنم
 
گذشت از درِ ما و قدم به دل ننهاد
ز تنگیِ دلِ خود یا اتاق شکوه کنم؟
 
خدای امنیت و داد! قفلِ لب بگشای
مگر ز فتنة دهر و نفاق شکوه کنم
 
خودم وبالِ خودم بوده‌ام در آخرِ کار
چقدر از ستم و اختناق شکوه کنم؟
 
کسی به قدرِ خودم نیست مانعِ راهم
چه از امید و چه از اشتیاق شکوه کنم
 
حرام باد به چشمم طلوعِ صبحِ وصال
اگر ز سختیِ شامِ فراق شکوه کنم 
 
 
 
۴
برای کسی... 
 
دلم گرفته ز دل‌تنگی از هوای کسی 
هزار بار بمیرم مگر برای کسی 
 
عجب مدار که از عمد گُم کنم ره را 
که روشن است سرِ راه، نقشِ پای کسی 
 
اگرچه راضی نَبوَد ز من، ولی ای کاش 
نَفَس نَفَس بشوم وقف در رضای کسی 
 
مگر ز دیدنِ آیینه گشته‌ام دلگیر 
که خون شده‌ست دل از یادِ غمزه‌های کسی 
 
خوشم که گشت سرانجام رام آن وحشی 
خوشم که سوخت سرانجام ادّعای کسی
.................
 
گزارش : حمید حمزه نژاد
تاریخ ارسال خبر :   1399/4/30 در ساعت : 17:41:50       تعداد مشاهده این خبر : 87





بازدید امروز : 17,450 | بازدید دیروز : 30,248 | بازدید کل : 123,208,397
logo-samandehi