ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : گزارشی از گروه بزرگ هندیران: زنان عاشورایی
۞ :: «مخزن‌الاسرار» با صدای ساعد باقری در بازار نشر
۞ :: ویژگی مهم شعر آیینی که تأیید اهل بیت را به همراه دارد
۞ :: ماجرای شعری که صاحبش را کربلایی کرد!
۞ :: تقدیر دوباره رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاع
۞ :: شاعر و نویسنده مشهور افغانستان درگذشت
۞ :: پیام تسلیت وزیر ارشاد برای «مودب» و «علا»
۞ :: هفدهمین کنگره ملی شب شعر عاشورایی فراخوان داد
۞ :: گردهمایی شاعران به یاد علامه حکیمی
۞ :: انتشار کتاب 4 زبانه «نقاشی خدا» در هند به قلم «قزوه»
۞ :: خدا حافظ رفیق
۞ :: خادم فرهنگ عاشورایی در محفل عاشورایی «قیامتِ دنیا» تجلیل شد
۞ :: بانگ شاعران در حسینیه هندیران
۞ :: محفل «قیامتِ دنیا» میزبان شاعران عاشورایی می‌شود
۞ :: حدادعادل: اسلام و انقلاب مانند روحی در کالبد شعر «انصاری‌نژاد» جاری است
۞ :: علیرضا قزوه: شاعران فارسی‌زبان هند مجموعه شعر کودک و نوجوان منتشر می‌کنند
۞ :: 4 جلد گزیده اشعار محمدحسین انصاری‌نژاد منتشر شد
۞ :: مهلت ارسال اثر به جایزه «بهترین کتاب دفاع مقدس» تمدید شد
۞ :: «یوسفعلی میرشکاک» به سوگ فرزند نشست
۞ :: ارادت شاعران فارسی زبان به امام علی (ع)



������ ������

سوگند به آه.

آن‎گاه که در حنجره مهجور چاه فرو غلتید.

سوگند به الله،

که ماه را فهمید!

سوگند به گواهی قبله گاه.. . که تولد یافتم در آن.

«من» از کعبه می آیم، که فرمود «ولایة علی بن ابی‎طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» پیچده در آواز پر جبرئیل، سور اسرافیل، عبور میکائیل. ..، هزار ملائک. مگر نبود احاطه گرم آن هنگام که در تیه متراکم دشت به جست وجوی آب رفتم.

من سیادت رسولان عشق را به گردن گرفته ام، از همان سوختگی گردنه های حجاز...!

از همان گرسنگی خواهران شعب!

سرگردانی سرها. .. ریگزاران نفاق!

من از فتوحات مکه می آیم. از دروازه های گشوده شده خیبر، بدر، پهلوانی های حُنین.

من از گریبان مهر خورشید می‎آیم. آن روز که بر بلندای مقامش ایستاد و مرا در گرمای کلماتش به زمین تابید. درخشیدم و از دستان منبسط نور لغزیدم هوای غلتیده در غبار تردید را.

آرامشی شدم به رستاخیز خاک! تا یک شهر برای شنیدنم آرمید.

من از دهان تشنه غدیر می آیم؛ در حسرت جرعه ای وفاداری.

من از دهان غدیر می جوشم آن گاه که در حلاوت امامتم زلال گشت.

دمیده از صور پیغامبری هستم که مرا در رستاخیزی عظیم از گلوی سوخته رسالتش نجوا کرد که «إنی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی... ».

و این‎گونه شد که قرآن ناطق شدم.

من از روزی می آیم،

که فرشته بر بال فرشته می سایید. ملائک در ازدحام ملائک در ازدحام ملائک، سماع در سماع کائنات می چرخید.

آن روز که عقل العقول حرا، دستانم را به عرفان و حر نسبت داد و من بالا گرفتم تا طاق آسمان و دست ها یک به یک به آسمان کشیده شد و زبان ها به شطح کلمات ریخت و ذرّات گواهی دادند حقیقت مرا!

آن روزها روحی شدم پیچیده در شولای شانه های موسی علیه السلام

پیغمبری بزرگ ناگاه در من ریخت که از واجب الوجود می رسید و من به شکل امانی غریب درآمدم.

سوگند به قلم!

که هیچ گاه بلاغتم را نگنجید و من زبان شعله وری گشتم در جهل و رسای مردمان.

پس سوختم و خامشانه درم برآوردم که «إنی احقّ الناس. .. »

اگرچه حقیقت را همه فهمیدند، ولی ادراک آن نبود.

سوگند به قبله گاه.. . که در آن تولد یافتم!

سوگند به سجده گاه.. . که محراب و مرکب عروجم شد.


تاریخ ارسال :   1396/6/18 در ساعت : 11:28:52       تعداد مشاهده : 891



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 20,059 | بازدید دیروز : 22,269 | بازدید کل : 135,020,572
logo-samandehi