ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عشقم ( مثنوی 5 )

عشقم ( مثنوی 5 )


بوده ای عشقم زِ اوّل تا به شام آخرم
بر نتابد گر بخیلان آزُرَد این خاطرم
مانده ام در قعر گورم دل به سوزانم به خویش
یا به بی من بودنت در ماتمی دل ریشِ ریش
آرزوها در سرت بسیار پروردی نخست
گرچه ناکامی شدت قسمت ولی در جو و جست
بَشنود گوشم از این خاکی که شد موطن مرا
ناله هایت را که سوزَد خلعتم بر تن مرا
در مقابل آتشی بر خرمنت افکنده ام
لاکِ پُشتت سوزد او چابک شوی جوینده ام
عمر کوتاهت ندارد فرصتی بی حد چنین
تا که آمالم کنی موکول روزی بعد از این
هرچه فریادی کنی مُردم زِ غَم کو فاطمه
بشنوی پاسخ ز آهن نشنوی از قافله
ای که قَدرَت را فروشی کیلویی در چارسو
سنگِ آن را جو به دان مغبون نگردی  بذله گو
با هنرمندی به مُردن به که با رندی حیات
زنده باشد نام نیکو مرد و زن بعد از ممات
جسم من از خاک بود و عاقبت بر خاک رفت
یاد من حاکم به قَلبَت چون شَهی بر تاج و تخت
نی تو مجنون نی مَنَت واهی شدم اغوا گرت
از درون خوردم تو را کردم چنین خنیاگرت
گر سرم خواهی که از سنگ لحد بر پا کنم
همچو نوزادی بگریم برسرت بلوا کنم
یارمی شادم از این دنیای تو با یاد من
انتخابم بوده از اول همین ای جان و تن
کلمات کلیدی این مطلب :  عشقم، آرزوها، خنیاگر ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/5 در ساعت : 15:37:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  78


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,579 | بازدید دیروز : 19,873 | بازدید کل : 143,789,681
logo-samandehi