ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزل/آيين عشق


 



باز هم دل را به دلبر می دهیم



باز «بسم الله الرحمن الرحیم»



باز سور وسات عشق آماده است



باز مُهر عشق بر دل می نهیم



ما مسلمانیم بر تکبیرها



مست ساغرهای قرآن کریم



حضرت ساقی که رکن الأولیاست



جامی از تسنیم او سر می کشیم



عطری از یاس جناب باغبان



می وزد هر جمعه همراه نسیم



در جواب ذکر «هل من ناصر»ی



با تمام جان و دل اماده ایم



نور می گیریم از شمس الشموس



بر شب سرد زمین تابده ایم



یک سحر با نور موعود زمان



از حصار شب پرستان می رهیم



تا سحر باید به شوقش شعر خواند



شعر«صدها بار ذکر نَستَعین»



ما خروشانیم مثل موج عشق



 ما ز دریاییم و دریا می رویم



عشق را انگار فتح و ختم نیست



باز«بسم الله الرحمن الرحیم»


کلمات کلیدی این مطلب :  غزل/آيين ، عشق ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/12/10 در ساعت : 22:47:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  1116


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمد تقی قشقایی
1390/12/11 در ساعت : 3:22:1
از خواندن این شعر خوشحالم.

موفق باشید
هدیه ارجمند
1390/12/14 در ساعت : 3:4:29
سلام علیکم.....
زیبا بود جناب تاج محمدی....درود برشما

جسارتا به نظر بنده واژه ی "باز" کمی منفیه یعنی یه کاری که دوست نداریم وداره انجام میشه اما در اینجا منظور شما متفاوت است و فکر میکنم "باز"جالب نباشه....ضمن اینکه خیلی زیبا بود....
موفق باشید ودر پناه خدا
بازدید امروز : 16,155 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,714,534
logo-samandehi