ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آیا ترنج، همان تمام مطلع است؟
ترنج یا تمام مطلع؟ ________________________________________________ برخی ویژگی های قالب شعری #ترنج (ابتکار شاعر و ترانه سرای گرامی، جناب آقای بهنام #حیدری_فخر) ________________________________________________ 1. در ترنج، همه (یا بیش تر) مصراع ها، همقافیه اند، با این حال، آزادی عمل شاعر برای غیر همقافیه آوردن تعدادی از مصراع ها ی میانی به منظور پردازش بهتر، مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. ________________________________________________ 2. ترنج، پذیرای انواع پردازش های وزنی است و می توان ترنج هایی با وزن پردازی عروضی، هجایی و... سرود. ________________________________________________ 3. در ترنج، همه (یا بیش تر) مصراع ها نسبت به هم دارای طول برابری هستند، با این حال، به دلایلی ازجمله: برجسته سازی یا تنوع پردازی، می توان تعدادی از مصراع های آن را کوتاه تر از بقیه ی مصراع ها به کار برد، البته بشرطی که مصراع های کوتاه، طول برابری با هم داشته باشند. باید توجه داشت که تفاوتِ طولیِ مصراع ها در ترنج، در تعداد کمی از مصراع های آن اتفاق می افتد و متفاوت است با تفاوتِ طولیِ یکنواخت در قالب مُستَزاد و همچنین تفاوتِ طولیِ مستمر و بی قاعده (یا دست کم، بدون قاعده ی مشخص و غیر شخصی) در شعر نیمایی. _________________________________________________ 4. ترنج، بعنوان گونه ای امروزین، درون مایه هایی امروزین دارد و کاربرد زبان و نگاه نو در آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به عنوان مثال، تصویرپردازی و نگاه سینمایی و از این قبیل پردازش ها در آن مورد تأکید است. ________________________________________________ 5. در ترنج، کل شعر، بعنوان واحد در نظر گرفته می شود و پیوند طولی و عرضی مستحکمی در همه ی قسمت های آن برقرار است(در صورتی که مثلا در قالب سنتی غزل، هر بیت بطور جداگانه و مستقل نمود پیدا می کند) ________________________________________________ 6. از ویژگی های قالب یا به عبارت بهتر، گونه ی شعری ترنج، پیوند میان سنت و نوآوری یا به عبارت بهتر، پیوند میان قاعده مندی سنتی و انعطاف پذیری امروزین است بطوری که مواردی همچون قاعده مندی همه یا بیش تر مصراع ها و امکان یا حتی ارجحیت وزن پردازی عروضی، از جنبه های سنتی ترنج است و مواردی همچون انعطاف در پذیرش برخی مصراع های غیرهمقافیه (در موارد نیاز) و امکان بهره گیری از وزن پردازی هایی خارج از عروض سنتی، از جنبه های نو در آن، با این حال، زبان و درون مایه ی فکری در شعر ترنج، با معیارهای امروزین، هماهنگی بیش تری دارد. ________________________________________________ آیا ترنج، همان تمام مطلع است؟ تمام مطلع - که پیشینه ای تقریبا هزار ساله در شعر فارسی دارد - شعری است با وزن پردازی عروضی که همه ی مصراع های آن، همقافیه اند. با توجه به آنچه درباره ی ویژگی های گونه ی شعری ترنج گفته شده است، تفاوت های قابل توجه آن با تمام مطلع، قابل انکار نیست و بسیار بیش تر از تفاوت های غزل و قصیده ویا بیش تر از تفاوت های دوبیتی و رباعی در مقایسه با هم است. در یک کلام: تمام مطلع، قالب یا شبه قالبی کاملا سنتی است، اما ترنج، گونه ای شعری در میانه ی شعر سنتی و نو و دارای معیارهای امروزین شعر. __________________________________________________ سرایشی در گونه ی ترنج ...................................................................................... اکنون دوباره، این من و این هم بزرگراه/ در آینه، به پشت سرم می کنم نگاه/ تصویرِ محوِ غم.../ از روزهای طی شده، پُر می شوم از آه/ از این که غافلانه، درافتاده ام به راه/ از گرد و خاکِ پُرشده در جاده ی سیاه/ این گونه پرشتاب چرا می روم به پیش؟!/ آینده، یک به یک، شده طی گشته و تباه/ می تازم این چنین/ مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ اشتباه/ مُستَفعلن مفاعلُ مُستَفعلن گناه/ گاهی به روبرو، نگهم می برد پناه/ یک تابلو... گذشت... نویدِ پناهگاه؟!/ یک تابلو، دوباره، امیدِ پناهگاه....// #محمدعلی_رضاپور (#مهدی)

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/21 در ساعت : 7:13:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  220


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1400/1/22 در ساعت : 2:37:32
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز
@@@@@@@
می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را از مخمصه ای که دچار آن است نجات دهید . اما این تلاش نتیجه بخش نیست زیرا
اولا: طبق ویژگی های جدیدی که حضرتعالی برای قالب ترنج بر شمرده اید و استفاده از قید (( همه یا بیشتر مصراع ها)) همه ی شاهد مثال هایی که بنده از شاعران پیشین بر شمرده ام در این تعریف جای می گیرند . از نظر منطقی تعریف باید هم جامع باشد یعنی تمامی مصادیق شیئ تعریف شده را شامل شود و هم مانع باشد یعنی مانع دخول اغیار باشد . اگر شما بر این باورید که[[ قالب ترنج]] غیر از[[ تمام مطلع ]]است و متمایز از آن است، تعریفی که از ترنج ارائه می دهید باید تمام مصادیق قالب[[ تمام مطلع]] را خارج کند نه اینکه شامل شود !!! حال آن که همه ی مصادیق قالب [[تمام مطلع]] تحت این تعریف قرار می گیرند. همین امر ثابت می کند که ترنج متمایز از تمام مطلع نیست.
ثانیا : تعریف ترنج با بر شمردن ویژگی هایی که آن ویژگی ها در دیگر قالب ها ی شعری هم یافت می شود نمی تواند تعریف جامع و مانع و روشنی باشد .
باصطلاح منطقیین:
کلّیت و شمول معرِّف نباید بیش از معرَّف باشد؛ چرا که در این صورت، معرِّف شامل افراد دیگر نیز می شود.
مانند تعریف دایره به شکل منحنی الدّور، زیرا این تعریف، بیضی را هم شامل می شود.
و یا مثلا در تعریف انسان بگوییم: “موجودی که بر روی دو پا راه می رود”؛ چرا که برخی دیگر از حیوانات نیز بر روی دو پا راه می روند.

به اصطلاح گفته می شود که تعریف به اعم، مانع اغیار (غیر آنچه مورد نظر است) نیست و افراد دیگر را نیز شامل می شود. در حالی که تعریف و معرِّف، فقط باید معرَّف را معرفی کنند و نه چیز دیگر را.
تعریفی که شما با افزودن ویژگی هایی دیگر غیر از آنچه باصطلاح مبتکرِ قالب ترنج آقای حیدری فخر بر شمرده استّ مانع دخول قالب [[تمام مطلع]] تحت این تعریف نیست.
منطقیون قائل به چهار نوع تعریف در بیان ماهیت اشیائند
۱-حد تام که متشکل از جنس قریب و فصل است مثل حیوان ناطق در تعریف انسان
۲- حدّ ناقص که متشکل از جنس بعید و فصل است مانند جسم نامیِ ناطق در تعریف انسان
۳- رسم تام که متشکل از جنس قریب و عرض خاص است مانند حیوان ضاحک در تعریف انسان
۴- رسم ناقص متشکل از جنس بعید و عرض خاص جسم نامیِ ضحاک در تعریف انسان
نوعی دیگر از تعریف [[ خاصّه ی مرکّبه]] نامیده می شود که از حد اقل دو ویژگی تشکیل می شود که هر یک از آن دو ویژگی ممکن است در اشیا دیگر یافت شود اما دو ویژگی بصورت مجموعی فقط در یک موجود یافت می شود. مثلا در تعریف خفاش گفته شود پرنده ی زاینده پرنده بودن اختصاص به خفاش ندارد . زاینده بودن هم اختصاص به خفاش ندارد . اما پرنده و زاینده بودن اختصاص به خفاش دارد.
تعریفی که شما با بر شمردن ویژگی هایی که{{ اختصاص به قالب ترنج نه بصورت انفرادی و نه بصورت مجموعی ندارد }} ارائه می دهید هیچیک از اقسام تعریف منطقی نیست.
بنا بر این دوست عزیز من به خودتان زحمت مضاعف ندهید که نتیجه ی ثمر بخشی ندارد
ابراهیم حاج محمدی
1400/1/22 در ساعت : 23:20:22
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است که در بعضی از مصادیقش چنین و چنان است، تعریف نیست.عزیزم! چرا از خود نمی پرسید که آن بعضی دیگرش که چنین و چنان نیست بالاخره ترنج هست یا نیست ؟ برادر بزرگوارم! اینکه فرموده اید [[ در ترنج، ممکن است همه ی مصراع ها همقافیه باشند، با این حال....]] اولا این تمام مطلع را هم در بر می گیرد و وقتی تمام مطلع را در برگیرد تعریفتان مانع نیست و ثانیا معنایش این است که ممکن هم هست که همه ی مصرع هایش هم قافیه نباشند . در تعریف حقیقی اشیا از [[ ممکن است چنین و چنان باشد یا ممکن است چنین و چنان نباشد ]] استفاده نمی کنند .
عزیز جانم! این حرف ها را که می زنید ثابت می کنید که مطلقا با علم منطق بیگانه اید. ...
ابراهیم حاج محمدی
1400/1/22 در ساعت : 2:37:19
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز
@@@@@@@
می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را از مخمصه ای که دچار آن است نجات دهید . اما این تلاش نتیجه بخش نیست زیرا
اولا: طبق ویژگی های جدیدی که حضرتعالی برای قالب ترنج بر شمرده اید و استفاده از قید (( همه یا بیشتر مصراع ها)) همه ی شاهد مثال هایی که بنده از شاعران پیشین بر شمرده ام در این تعریف جای می گیرند . از نظر منطقی تعریف باید هم جامع باشد یعنی تمامی مصادیق شیئ تعریف شده را شامل شود و هم مانع باشد یعنی مانع دخول اغیار باشد . اگر شما بر این باورید که[[ قالب ترنج]] غیر از[[ تمام مطلع ]]است و متمایز از آن است، تعریفی که از ترنج ارائه می دهید باید تمام مصادیق قالب[[ تمام مطلع]] را خارج کند نه اینکه شامل شود !!! حال آن که همه ی مصادیق قالب [[تمام مطلع]] تحت این تعریف قرار می گیرند. همین امر ثابت می کند که ترنج متمایز از تمام مطلع نیست.
ثانیا : تعریف ترنج با بر شمردن ویژگی هایی که آن ویژگی ها در دیگر قالب ها ی شعری هم یافت می شود نمی تواند تعریف جامع و مانع و روشنی باشد .
باصطلاح منطقیین:
کلّیت و شمول معرِّف نباید بیش از معرَّف باشد؛ چرا که در این صورت، معرِّف شامل افراد دیگر نیز می شود.
مانند تعریف دایره به شکل منحنی الدّور، زیرا این تعریف، بیضی را هم شامل می شود.
و یا مثلا در تعریف انسان بگوییم: “موجودی که بر روی دو پا راه می رود”؛ چرا که برخی دیگر از حیوانات نیز بر روی دو پا راه می روند.

به اصطلاح گفته می شود که تعریف به اعم، مانع اغیار (غیر آنچه مورد نظر است) نیست و افراد دیگر را نیز شامل می شود. در حالی که تعریف و معرِّف، فقط باید معرَّف را معرفی کنند و نه چیز دیگر را.
تعریفی که شما با افزودن ویژگی هایی دیگر غیر از آنچه باصطلاح مبتکرِ قالب ترنج آقای حیدری فخر بر شمرده استّ مانع دخول قالب [[تمام مطلع]] تحت این تعریف نیست.
منطقیون قائل به چهار نوع تعریف در بیان ماهیت اشیائند
۱-حد تام که متشکل از جنس قریب و فصل است مثل حیوان ناطق در تعریف انسان
۲- حدّ ناقص که متشکل از جنس بعید و فصل است مانند جسم نامیِ ناطق در تعریف انسان
۳- رسم تام که متشکل از جنس قریب و عرض خاص است مانند حیوان ضاحک در تعریف انسان
۴- رسم ناقص متشکل از جنس بعید و عرض خاص جسم نامیِ ضحاک در تعریف انسان
نوعی دیگر از تعریف [[ خاصّه ی مرکّبه]] نامیده می شود که از حد اقل دو ویژگی تشکیل می شود که هر یک از آن دو ویژگی ممکن است در اشیا دیگر یافت شود اما دو ویژگی بصورت مجموعی فقط در یک موجود یافت می شود. مثلا در تعریف خفاش گفته شود پرنده ی زاینده پرنده بودن اختصاص به خفاش ندارد . زاینده بودن هم اختصاص به خفاش ندارد . اما پرنده و زاینده بودن اختصاص به خفاش دارد.
تعریفی که شما با بر شمردن ویژگی هایی که{{ اختصاص به قالب ترنج نه بصورت انفرادی و نه بصورت مجموعی ندارد }} ارائه می دهید هیچیک از اقسام تعریف منطقی نیست.
بنا بر این دوست عزیز من به خودتان زحمت مضاعف ندهید که نتیجه ی ثمر بخشی ندارد
م. رضاپور
1400/1/22 در ساعت : 14:51:44

سلام و درود و ارادت،
لطفاً یک بار دیگر بخوانید و به جایگاه پرانتز در آن، دقت بفرماییدو اگر باز هم ایرادی در متن می بینید،
مورد 1 را به این صورت بخوانید:
1. در ترنج، ممکن است همه ی مصراع ها همقافیه باشند، با این حال….

تعریف ویرایشی ترنج،کاملا جامع و مانع است و ازجمله: دارای این مفهوم که: در نوعی از ترنج، بیش تر مصراع ها همقافیه اند اما در نوعی دیگر، همه ی مصراع ها قافیه دارند اما حتی نوع دوم هم ویژگی هایی دارد که آن را از همه ی قالب های دیگر، متفاوت می کند، مثلا تعداد کم تری از مصراع های آن، کوتاه تر از طول پایه می آیند اما همین مصراع های کوتاه هم با یکدیگر برابرند و ضمنا بصورت یکنواختِ مُستَزاد ویا نامنظم نیمایی نیستند(پس نه بصورت مُستَزاد هستند و نه نیمایی) و ویژگی های دیگری که ذکر شده است.ضمنا: ویرایش انجامشده، با نظر و نظارت جناب حیدری فخر صورت گرفته است.
اکرم بهرامچی
1400/1/23 در ساعت : 0:20:15
اکنون دوباره، این من و این هم بزرگراه/
در آینه، به پشت سرم می کنم نگاه/
تصویرِ محوِ غم..
./ از روزهای طی شده، پُر می شوم از آه/
از این که غافلانه، درافتاده ام به راه/
از گرد و خاکِ پُرشده در جاده ی سیاه/
این گونه پرشتاب چرا می روم به پیش؟!/
آینده، یک به یک، شده طی گشته و تباه/
می تازم این چنین/ مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ اشتباه/
مُستَفعلن مفاعلُ مُستَفعلن گناه/
گاهی به روبرو، نگهم می برد پناه/
یک تابلو... گذشت... نویدِ پناهگاه؟!/
جالب بود
درود
م. رضاپور
1400/1/23 در ساعت : 17:51:22
سلام و درود و سپاس
سرکار خانم بهرامچی گرامی
م. رضاپور
1400/1/23 در ساعت : 17:53:28
یک تابلو، دوباره، امید پناهگاه
بازدید امروز : 18,767 | بازدید دیروز : 30,609 | بازدید کل : 131,032,074
logo-samandehi