ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



باد برد
مرغکی بودم ولی بال و پرم را باد برد آشیان گلشن شور و شرم را باد برد تا نسیم از خار زار این گلستان زخم خورد گردبادی جست و گلهای ترم را باد برد چون که شد طوفان خصم غیر،شاه ملک من پاره های پیکر بوم و برم را باد برد خار زار خار و خس شد لاله زار میهنم تا که خیل لاله های پرپرم را باد برد داغ خاموشت الا ای غیرت اسطوره ساز! خرمنم را سوخت و خاکسترم را باد برد دفترم پر بود از گلواژه ی اسطوره ها تک تک گلواژه های دفترم را باد برد پیکرم تن پوشی از آزادگی بر خویش داشت این میان تن پوش سرو پیکرم را باد برد مرز فخر و غیرت آرش تباران وطن گشت ناپیدا و مرز کشورم را باد برد تا که چین افتاد بر پیشانی مام وطن صفحه مواج دریای برم را باد برد شاهنامه تا تهی از باور شاهانه شد عزت شاهانه پوش باورم را باد برد ساربان،تا در میان کاروان از یاد رفت هستی صد کاروان دیگرم را باد برد
کلمات کلیدی این مطلب :  مرغکی ، با ، نسیم ، بوم ، شاهنامه ، چین ، مام ، وطن ، باورم ، گردباد ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/10 در ساعت : 5:41:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  52


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,496 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,586,087
logo-samandehi