ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تقدیم به روح پاک سردار رشید امّت اسلامی شهید حاج قاسم سلیمانی

شکفته است آنچنانت ایمان، به جانِ گُسترده پَر در آتش

که شُعله ای هم نمی تواند در آوَرَد چون تو سر در آتش


گدازه طاقت سِرِشتت افکنده رَشک بر دل سپند ها را

ندیده اند از تو چون که هرگز تلألؤ آکنده تر در آتش


به خود ببال ای نجیب تر از تمام گُل های بزم هستی

شود به بالیدنت شکوفا شکوهِ پُر کَرّ و فَرّ در آتش


شُهودت از شهدِ جان نثاری نصیبِ جُنبنده ای نگردد

به شور مستیِّ موجِ دریا نمی کُند تا سفر در آتش


به سجده فرسائیِ جَبینت گرفته، ای سینه چاکِ غیرت

چه اعتباری مهابت آیا که بر ندارد سپر در آتش؟


صلابت آئین تر از توئی، تو، خودت که جز این یقین نداری

نمی کُند  گُل  گدازه ای مرغِ آتشین را جگر در آتش


فروغِ باور گشوده چشمت به کُنهِ هستی چنان مُسَجَّل

که ذرّه ای ره نیابدت در دل ای دلاور خطر در آتش


تبسُّم از لعلِ مِهرجویت حکایتی بود از این که هرگز
به موج واریِ عزمِ جَزمت نبسته رِندی کمر در آتش

زهی رشادت که با شهامت شده ست ارزانی ات شهادت
سپاهِ شب را زدی شبیخون چه ناب از این رهگذر در آتش

شکفته است آنچنانت ایمان به جانِ گسترده پر در آتش
که شعله ای هم نمی تواند در آوَرَد چون تو سر در آتش





کلمات کلیدی این مطلب :  آتش ، شعله ، رشادت ، شهامت ، شهادت ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1398/10/17 در ساعت : 12:26:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  282


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,358 | بازدید دیروز : 19,594 | بازدید کل : 127,418,228
logo-samandehi