ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یک روز اخر امد از پیش دلم رد شد

سنگتراز کوه
دنیا گرفتار خودش غرق تکرر بود
حتی  مدرنیزاسیونها  هم تحجر بود
در ظاهردنیا کمی رنگ ولعاب اما
در باطنش پنهان ترین بعد  تحیر بود
هر ذره درعمق وجودش صد صدامیشد
 بین سکوتی محض. دنیا در تکثر بود
انگار طفل نارسی در بطن هرپرسش
در انتظار زایش  و درد و تفکر بود
بیگانه ای در جمعیتهایی غبار الود
دنیا پر از تمجید و تمدید و تمسخربود
یا زیرپای دیگران له میشدی یا نه-
بر روی نعش مردگان کارت تکبر بود
من سبز بودم مردم دنیا همه ابی
این واقعیت  خارج ازحد تصور بود
یک روز اخر امد از پیش دلم رد شد
چشمان او چون کوه پراز برف و یخ  سر بود
راضی تر از هرلحظه ی دیگر فدا گشتم
اما کنار چشمه از این کشته ها پر  بود
خون می دوید این جا وانجا هرطرف برخاک
لبهای ما لبریز از ذکر وتشکر بود.
 
 

کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1398/9/22 در ساعت : 23:46:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  171


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,023 | بازدید دیروز : 16,894 | بازدید کل : 121,946,522
logo-samandehi