ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بهار هجران
 
ساقی ربیع سر زده ریحان احمد آر
یک دامن از شکوفه‌ی بستان احمد آر
 
بهر سرودن غزلی در غم نگار
قدری مرکبّم ز قلمدان احمد آر
 
پر کن پیاله را ز می ناب و انگبین
ساغر پیاپی از  خُم جوشان احمد آر
 
در این مبارک شب و ایام انتظار
شمعی منوّرم ز شبستان احمد آر
 
خشکیده سرزمین دلم از سریر عرش
بر فرش دل ز ابر بهاران احمد آر
 
می سوزدم قلم که نویسم فراق یار
بر این تنور جان نم باران احمد آر
 
ایّام سوگ و غم بسر آمد به کام دل
شهد وصالی از شکرستان احمد آر
 
خم گشته قامتم ز الف همچو دال دل
صبری ز کوه صبر و کُهستان احمد آر
 
چون غنچه‌ ای شکفته ز گلزار مصطفی
خُلقی خجسته ام ز گلستان احمد آر
 
زان درّ ایزدی به کلامش که می‌نشست
در کنج سینه ، گوهر رخشان احمد آر
 
جانا به هر شمیم و دمی خو گرفته‌ام
ساقی عبیر گلشن و رضوان احمد آر
 
«ایمان» و عقل و دین و حواسم فدای یار
کوته کنم سخن به من احسان احمد آر

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/8/22 در ساعت : 10:52:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  312


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 16,022 | بازدید دیروز : 31,451 | بازدید کل : 130,925,674
logo-samandehi