ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نیماییِ « اقیانوسِ منبسط»
نیماییِ « اقیانوسِ منبسط»
از: داوود خانی خلیفه‌محله(لنگرودی)

دم دروازه‌ی پارک،
می‌فروخت
طفل زردنبویی آبِ نبات.
سه‌قدم فاصله با یک زنِ آراسته‌ای،
جاروکشی می‌روبید
برگ‌و‌خاشاک از خاک.
اندکی آن‌سوتر‍؛
دو پسربچه‌ی شاد:
یکی‌اش
کف می‌زد
آن یکی،
 دور خودش می‌رقصید.
توی حوضی بی‌آب
سکه‌ی از رده‌خارج‌شده‌ای سو می‌زد.
سمت یک سرسره‌ی آهنیِ اکسیده،
بچه‌ی کارِ نفس‌سوخته‌ای
سینیِ چاغاله می‌گردانْد.
زن سرگردانی
محوطه‌ی آلاچیق،
بستنی می‌لیسید.
بی‌هوا؛
ژیگولویِ لندوکی
بغلِ نیمکتی‌شطرنجی،
به لَوَندی، مَتَلک می‌بارانْد.
دختری نازآلود
دو‌قدم مانده به دریاچه‌ی ممنوع‌شنا
سگ پشمالویِ زردش را می‌گردانْد.
زیرِ تندیسِ یک گاوِ گچی،
گُنده‌لاتی بدگِل
سبیلِ نازک مسواکی خوش‌فُرمش را می‌تابانْد.
داخلِ کاسه‌ی روشوییِ لبریزاز مو،
مرد تاسِ مچلی  فین می‌کرد.
دوْرِ یک آب‌نما،
دختری دوش‌به‌دوش پسری می‌نُقلید.
دوردست؛
طفل ناپیدایی می‌لُندید.
یک‌قدم مانده به‌من،
کودکِ جیغویی سر می‌بُرد...
**
افق نیلیِ شب،
پارک
موج برداشته بود
مثل اقیانوسِ منبسطی.
شلمان؛  دوم  مرداد 1398 خورشیدی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/5 در ساعت : 19:19:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  280


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 29,319 | بازدید دیروز : 27,568 | بازدید کل : 123,190,018
logo-samandehi