ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حكايت آمدنت/غزل انتظار


تویی که تا دل افسانه ها سفر کردی                       



ز شهر بی سر و سامان من گذر کردی



شکوه مقصد وصلت نشان من دادی



ولی مسیر رسیدن، پراز خطر کردی



تمام آیـنـه ها درتـــب نـــگاه تواند



ولی تو ازتب آیینه ها حذر کردی



شبیه قصه ی یوسف،من زلیخا را



به پشت هفت در بسته دربه در کردی



دلم به تُنگ بلورین کوچکم خوش بود



مرا ز وسعت دریا تو با خبر کردی



برای آمدنت قصه ها که گفته نشد!!



تو فارغ از همه ی قصه ها به سرکردی



حکایتی شده این خواب هر شب من که:



تو آمدی و شب تار من ســـحر کردی...


کلمات کلیدی این مطلب :  حكايت ، آمدنت/غزل ، انتظار ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/10/1 در ساعت : 3:56:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  1132


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محسن یاری
1390/10/1 در ساعت : 4:22:48
جناب تاج محمدی عزیز شما زیبا غزل می گویید و در آینده با توجه به اینکه فکر می کنم خیلی جوان هستید از شما بزرگوار بیشتر خواهیم شنید . فقط جسارتا اجازه می خوام فقط در مورد یه مصرعتان اظهار نظر کنم (( تو آمدی و شب تار من سحر کردی )) ناگفته پیداست که به خاطر گریز از شکستن وزن (( را )) را بعد از من حذف نموده ای . با اینکه افاده ی معنی می کند ولی شما با اندکی پس و پیش کردن کلمات به سادگی می توانید این مشکلات را رفع کرده و به زیبایی غزلتان بیفزایید . بنده جسارتا این کار را با مصرع شما کرده و آن را اینگونه خواندم (( تو آمدی ، شب تار مرا سحر کردی . امیدوارم جسارت بنده را حمل بر دوست داشتنتان بنمایید . سپاس .
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/10/1 در ساعت : 18:58:18
سلام و عرض ارادت
استفاده کردم از این شعر آفتابی
بازدید امروز : 16,451 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,714,830
logo-samandehi