ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مرد دریانوش مردستان!

ای درد! امشب از دل این زائر غمگین چه می خواهی؟
دلخستگی ها را شنیدی باز هم چندین چه می خواهی؟

از داغ این آیینه ها پردیس هم بغضی گران دارد
با من بگو! ای خسرو فرهاد کش، شیرین چه می خواهی؟

بگذار تا چشم سکون از درد مجنون سینه اش خون است
این برف و طوفان بگذرد، با سینه ی پرکین چه می خواهی؟

از دست دل بردی نگاه مست خورشید نگارستان
دیگر چه می خواهی بگو! از محنت دیرین چه می خواهی؟

آواره کردی روح شیدا را در این دریای بی پایان
اکنون دگر از جان این لولی وش مسکین چه می خواهی؟

افتاده در محراب خون آن مرد دریا نوش مردستان
از چشم های مست او بر نیزه ی خونین چه می خواهی؟

تلواسه ی این جان مجنون کشته هر جا چشم لیلا را
ای روح سرگردان بگو! از کاکل رنگین چه می خواهی؟

ازدل ربودی گوهر چشمی که مهرش در خدا پیوست
باری بگو از دفتر و آیینه و آیین چه می خواهی؟

ای خرقه ات افتاده بر جان پریشان شقایق ها!
از طره ی مشکین گل در خلوت پرچین چه می خواهی؟

بر دار محرابت چه می­خواهی سر مردان ایرانشهر؟
آخر بگو! از سام حیدر، جان فروردین چه می خواهی؟

رحمی به عشاقت نباشد نیک می دانم، ولی ای عشق!
از شرحه های نینوا، از چند و از چندین چه می خواهی؟
                                         یازدهم آذر نود
 
کلمات کلیدی این مطلب :  زائر ، آیینه ، لیلی ، مجنون ، عشق ، عشق ، عاشورا ،


   تاریخ ارسال  :   1397/6/24 در ساعت : 14:18:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  592


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1397/6/24 در ساعت : 19:59:56
درود بر شما

عالی ... از بهترین هایی که این چند وقت خوانده ام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درود و رحمت بر جناب عالی
از لطف و محبت تان سپاسگزارم.
پاینده باشید.
علی گیاهی
1397/6/26 در ساعت : 21:1:47
درودبرشما و زیباسرودید
ــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر جناب عالی
از محبت و نگاه تان سپاسگزارم.
سرافراز باشید.
نغمه مستشارنظامی
1397/6/28 در ساعت : 4:13:9
درود بر شما
ـــــــــــــــــــــــ
درود بر سرکار عالی
سپاسگزارم از نگاه تان.
برقرار باشید.
بازدید امروز : 1,129 | بازدید دیروز : 25,002 | بازدید کل : 130,322,345
logo-samandehi