ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خجالت بکشید
اندکی هم بخود آیید و خجالت بکشید
دست ازاین غارت اموال وخیانت بکشید
با  شمایم   که  شما  محتکر   اجناسید
دست از این فتنه و اینگونه تجارت بکشید
گوش خود   باز کنید ای وکلا  و وزرا
وقت آن است که خود نیز مشقت بکشید
درد  مال  فقرا   نیست   شما  هم باید
دردمندانه از این درد  جماعت بکشید
تا شما طعم فقیری نچشیدید ،  کجا ؟
بار  بدبختی ناشی ز فلاکت بکشید
ای که در قصر مقیمید محال است محال
سر به بیغوله ی ویرانه ی امت   بکشید 
خون اولادشما از چه سبب رنگین است؟  
کم بود هر چه از این ننگ  حقارت بکشید
بار ذلت نکشیدید بدانید که چیست
اندکی نیز شما بار مذلت بکشید
تا کجا باید اذیت بکشد این مردم
وقت آنست شما نیز اذیت بکشید
تا شمارا نکشیده ست به دشت برهوت
تسمه از گرده ی این دیو منیت بکشید
ای پدر سوخته ها این چه سیاست بازی است
دست یکبار از این گونه سیاست بکشید
این چه بازی است پس از باخت، پی توجیهش
متصل  هم   بمیان  پای   ولایت بکشید
ای مدیران که ندارید دگر عرضه ی کار
بیصدا دست از این کهنه صدارت بکشید
تا شما را نکشیدند از آن صدر به زیر
خودتان دست از این میزوریاست بکشید
وطنم منزجر ازهرچه دو قطبی سازی است
دست از این مسخره بازی و عداوت بکشید
قاضیان!از چه سبب تیغ قضاوت شده کند
باری آن تیغ  به سندان شهامت بکشید
بگذارید دگر توصیه ها را به کنار
خاطیان را به بر  میز عدالت بکشید
نکته ای نیز و اما به تو ای آمریکا
هر چه لشگر به بلاد از پی قدرت بکشید
ما   نداریم  هراسی    زشما  می دانید
نقشه ها گرچه براین کشور وملت بکشید
گر خطایی بنمایید ،  به آن ساحل امن 
سخت از این ورطه دگر رخت سلامت بکشید
 
علی شهودی
25 مرداد 1397
کلمات کلیدی این مطلب :  تورم ، خجالت ، غارت ، اموال ، گرانی ، فتنه ، آمریکا ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/30 در ساعت : 3:47:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  618


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,947 | بازدید دیروز : 37,531 | بازدید کل : 125,948,569
logo-samandehi