ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خجالت بکشید
اندکی هم بخود آیید و خجالت بکشید
دست ازاین غارت اموال وخیانت بکشید
با  شمایم   که  شما  محتکر   اجناسید
دست از این فتنه و اینگونه تجارت بکشید
گوش خود   باز کنید ای وکلا  و وزرا
وقت آن است که خود نیز مشقت بکشید
درد  مال  فقرا   نیست   شما  هم باید
دردمندانه از این درد  جماعت بکشید
تا شما طعم فقیری نچشیدید ،  کجا ؟
بار  بدبختی ناشی ز فلاکت بکشید
ای که در قصر مقیمید محال است محال
سر به بیغوله ی ویرانه ی امت   بکشید 
خون اولادشما از چه سبب رنگین است؟  
کم بود هر چه از این ننگ  حقارت بکشید
بار ذلت نکشیدید بدانید که چیست
اندکی نیز شما بار مذلت بکشید
تا کجا باید اذیت بکشد این مردم
وقت آنست شما نیز اذیت بکشید
تا شمارا نکشیده ست به دشت برهوت
تسمه از گرده ی این دیو منیت بکشید
ای پدر سوخته ها این چه سیاست بازی است
دست یکبار از این گونه سیاست بکشید
این چه بازی است پس از باخت، پی توجیهش
متصل  هم   بمیان  پای   ولایت بکشید
ای مدیران که ندارید دگر عرضه ی کار
بیصدا دست از این کهنه صدارت بکشید
تا شما را نکشیدند از آن صدر به زیر
خودتان دست از این میزوریاست بکشید
وطنم منزجر ازهرچه دو قطبی سازی است
دست از این مسخره بازی و عداوت بکشید
قاضیان!از چه سبب تیغ قضاوت شده کند
باری آن تیغ  به سندان شهامت بکشید
بگذارید دگر توصیه ها را به کنار
خاطیان را به بر  میز عدالت بکشید
نکته ای نیز و اما به تو ای آمریکا
هر چه لشگر به بلاد از پی قدرت بکشید
ما   نداریم  هراسی    زشما  می دانید
نقشه ها گرچه براین کشور وملت بکشید
گر خطایی بنمایید ،  به آن ساحل امن 
سخت از این ورطه دگر رخت سلامت بکشید
 
علی شهودی
25 مرداد 1397
کلمات کلیدی این مطلب :  تورم ، خجالت ، غارت ، اموال ، گرانی ، فتنه ، آمریکا ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/30 در ساعت : 3:47:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  666


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,384 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,617,404
logo-samandehi