ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«بازمانده ی توفان کربلا»
«بازمانده ي توفان كربلا»
 
گواه كوچك و معصوم كربلا بودي 
ميان معركه در متن ماجرا بودي
 
هنوز مانده ستم هاي كوفه در ذهنت 
به كوچه كوچه ي آن شهر آشنا بودي 
 
عبور كرده اي از آستانه ي آتش 
تويي كه شاهد تاراج خيمه ها بودي 
 
شنيده ام كه به همراه كودكان آن شب 
ميان دشت مغيلان برهنه پا بودي 
 
و كودكانه به خاطر سپرده اي آن را 
شبي كه در تب شنزارها، رها بودي 
 
چه مي گذشت در آن گير و دار در ذهنت 
دمي كه شاهد مرگ بنفشه ها بودي، 
 
[ حسين بود كه عباس را صدا مي كرد] 
درست شاهد مرگ دو ناخدا بودي 
 
ميان آن همه توفان كه مي وزيد آن روز 
ميان آن همه اندوه مبتلا بودي... 
 
به اشتياق تو « جابر» پياده آمده بود 
تو آن بشارت مشهور مصطفي بودي 
 
كوير تشنه ي دانش به دست تو گل داد 
در اوج قله ي انديشه ها، رها بودي 
 
خدا هميشه به مردم تو را نشان مي داد 
تو بازمانده ي توفان كربلا بودي !
کلمات کلیدی این مطلب :  کربلا ، معصوم ، کوفه ، تاراج ، خیمه ، عباس ، حسین ، توفان ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/29 در ساعت : 20:49:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  629


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 18,753 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,605,773
logo-samandehi