ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ژن های برتر و خطی دیگر

🍃چشم به خطی دیگر🍃

ای وای بر فریاد های پست و ویرانگر
از آتشی پنهان و داغ زیر خاکستر

آه ای خدای آسمان ها ؛ غُرّش دردی
سر می کشد از عمق صد ها سینه چون اخگر

نسلی به دور از واقعیت باز می ریزد
خاک ندانم کاری یک قوم را بر سر

چون خون سرخی در رگ خاموش شب جاری
مانند مغروقی که افتاده است بی یاور

یک عده آدم های لات هُرهُری مذهب
در کلّه هاشان مغز هائی مثل مغز خر

همراه صد ها نوجوان تشنه و گُشنه
بی کار و بی پول و بدون خانه و همسر

یک عدّه هم با ایده های کوروش و زرتُشت
چون کاسهء آشی که شد از آش هم تَف تر

افتاده با یک چشم و گوش کاملا ًبسته
دنبال آدم های بی برنامه ... ، بی رهبر

در انتقام از دست بر مَسند نشین هامان
آن ها که شد ژِن هایشان از دیگران برتر

آن ها که خود عمری مرفه های بی دردند
این قشر زر _ اندوز ِ بس نابِخرد و بی بَر

آن ها که در دستانشان افسار یک ملت  
یک ملّت خوابیده روی نفت تا محشر

چون بچه روبه های مست از لاشهء مُردار
مشغول قاپیدن ز پوز و چنگ یکدیگر

امّا شما هم با شهیدان وطن همراه
آن ها که بگذشتند از هم همسر و هم سر

دور از نگاه این شهیدان می کند سر وا
یک تودهء بی حد کریه و زشت و بد منظر

یک تودهء بدخیم امّا قابل درمان
با یک نگاه دیگر و جرّاحی بهتر

بگذار تا این روزها هم بگذرد شاید
چشمان آن ها هم بیافتد بر خطی دیگر
      
شهاب نجف آبادی           
۹۶/۱۰/۱۴
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

@SShahab33 

کلمات کلیدی این مطلب :  چشم به خطی دیگر ژن های برتر ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/10/19 در ساعت : 23:21:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  577


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 32,663 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,616,254
logo-samandehi