ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



انتخاب عشق
#تقدیم به سردارسربلندِ بی سرشهیدمحسن حججی# حرف از وصال وخنده ی یار و شراب بود/ عمری دلت برای شهادت خراب بود/ رفتی وبرگزیده شدی در کلاس عشق/ رفتی وبُهت ما همه در انتخاب بود/ توبرگزیده بهر حسینی شدن شدی/ گرچه زداغ تو دل مادر کباب بود/ لبهای تشنه ی تو اباالفضل می سرود/ باری دگر به کرببلا قحط آب بود/ برحنجرت نسیم شهادت وزید ورفت/ خنجربرای حلق تو درپیچ وتاب بود/ از پیش چشم پاک تو پرده کنار رفت/ وقتی که بین ما و هدف صد حجاب بود/ آغوش تو برای شهادت گشوده شد/ در آن زمان که دیده ی ما مست خواب بود/ خون تومیخ آخر تابوت داعش ست/ دیدم به چشم داعشیان اضطراب بود/ رگهای گردن تو سراسر حسین گفت/ صحرا دوباره مملو عطر گلاب بود/ #مهدی_صوفی#مشهدمقدس-فریمان


   تاریخ ارسال  :   1396/7/6 در ساعت : 7:3:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  823


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,716 | بازدید دیروز : 37,531 | بازدید کل : 125,949,338
logo-samandehi