ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سانسور بخش اعظمی از خطوط صدا را برید

ما به دنبال  ِ راهی بودیم
دهان خشونت مهر و موم شود
غافل از آنکه
مین ها
پاهایمان را
خمپاره ها
گلو ها را
سانسور بخش اعظمی از خطوط صدا را برید
هواپیما های سعودی از مرزهای یمن عبور کرد
به دیر یاسین رسید
تا گلوله های داغ
دهان بنفشه ها را ببندد
تا گوساله های سامری
با همان لبخند مرموزانه  ی قرون وسطایی
بفهمانند
چیزی از الواح مقدس سرشان نمی شود
سرشان نمی شود
" [1]چشم به مال و ناموس دیگران نداشته باش "
سرشان نمی شود " قتل نکن[2] "
سرشان نمی شود تابوت صلح مدتهاست روی دوش سرزمین مقدس سنگینی می کند
خاورمیانه دفن شد
زیر خروارها خشونت
خاورمیانه دفن شد
زیر چکمه های امپراتوری که خود هیچ گاه به جنگ نرفت
دیگران را به خون کشید
این افتخار
برای هیچ کس نیست
اصلا  این تاریخ هیچ افتخاری ندارد
جز کشتن
حالا برگرد
از گلوی آن  کلمه را بیرون بکش
حالا برگرد
پرنده صلح را از گلوی آن  بیرون بکش
برگرد
از تمام خوابها
از تمام خاطره ها
از تمام رویاهای کودکی
سلاح های اسباب بازی را بردار 
این کودک بخاطر نمی آورد 
پاهایش را در کدام میدان جنگ جا گذاشته 
چشمهایش مات کدام صحنه است که از کابوس بیرون نمی آید 
بجای تمام سلاح های روی زمین
بجای تمام نقشه های جنگ

بجای تمام کله مناره ها و گورهای دسته جمعی
یک شاخه گل
دستش بگذار
بگذار تمام خوابهای فردا روشن باشد
بگذار آخر این پرده
پرچم جنگ پایین کشیده باشد
 
 
سید مهدی نژادهاشمی
 
 
 
 

 


[1]ده فرمان ، فرمان ده
[2]ده فرمان ، فرمان شش 
کلمات کلیدی این مطلب :  گوساله سامری ، ده فرمان ، شعر ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1395/7/25 در ساعت : 22:13:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  792


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1395/7/26 در ساعت : 5:52:42
سلام و عرض ادب برادر عزيزم
درود بر شما
علی اکبر مقدم
1395/7/26 در ساعت : 15:42:59
افرین.........
آزاده سالمی
1395/7/27 در ساعت : 23:49:1
درود بر شما
کار زیبایی بود
بازدید امروز : 24,182 | بازدید دیروز : 29,016 | بازدید کل : 132,294,350
logo-samandehi