ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درود - وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درودها بر جناب خادمیان عزیز - ممنون از اینکه خواندید و نظر دادید. - خیلی متوجه انتقادتان نشدم.   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب ارومی عزیز و بزرگوار - - فر موده اید - بیا ببین که از این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما بسیار روان است - اما در بیت پنجم مصرع اول - نشان از درد سینه سرخی آواره    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام عرض ادب - یک بیت مانده به پایان در مصرع اول - وزن کم دارد اصلاح فر مایید شاید    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عشق
 

عشق
چگونه عشق را پنهان کنم وقتی غزل های من از عطر تو سرشارند
چگونه، ها! بگو، وقتی که این آیینه ها در سینه تصویر تو را دارند
چگونه می شود خاموش باشم؟  در دلم آتشفشان عشق، فعال است
گریزم نیست از این سوختن، وقتی که حتی ابرهای من عطش بارند
ببین از شب پرم ای صبح من برگرد و رو در روی من بنشین و بگشا پلک
که می خواهم ببینم باز هم در حلقه صبح تو شب هایم گرفتارند
" اگر دست محبت سوی کس یازم به اکراه آورد دست از بغل بیرون"
بیا چتر نوازش بر سرم بگشا که در من ابرهای گریه می بارند
" منم من، شهریار شهر سنگستان" گیاهی رسته از سختای یک صخره
و چون سهره پرم از آسمان اما همه بر گرد من سنگند دیوارند
شنیدم از پرستوها که آن سو سرزمینی هست نامش آفتاب آباد
و خواهم دید، اگر دستان تو دیوار مه را از میان راه بردارند
همیشه گفته ام ای آفتاب من!  برایم نردبان آسمانی تو
و  با خود قطره ها را می بری تا اوج اگر که دست در دست تو بگذارند
یقین دارم که از این گونه بودن، بر سر ما آسمان آوار خواهد شد
مگر ای مهربانم آسمان را باز دستان دعای تو نگهدارند
  
حسین عبدی-گرگان
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین عبدی گرگان ، غزل عشق ، آتشفشان ، آسمان ، آفتاب ، سهره ، دعا ، یقین ، صبح ، ابر ،


   تاریخ ارسال  :   1393/11/8 در ساعت : 21:33:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  845


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین وفا
1393/11/8 در ساعت : 22:21:11
سلام و عرض احترام دارم جناب عبدی شاعر بزرگوار
شعر زیبایی مهمانتان بودم
درود بر شما
حسین عبدی
1393/11/8 در ساعت : 23:51:13
درود و ارادت خدمت برادر بزرگوارم
ممنونم از محبت شما
سرفراز باشید
خدابخش صفادل
1393/11/8 در ساعت : 23:38:24
درود!خوب بود.اگرچه طولانی شدن رکن مفاعیلن کمی تا قسمتی خسته کننده است. مخاطب تا به پایان مصرع می رسد تصاویر ومفاهیم پیشین انگار یادش می رود.به هرروی ببخشید.
حسین عبدی
1393/11/8 در ساعت : 23:51:54
سلام و سپاس
زنده باشید
محمدمهدی عبدالهی
1393/11/9 در ساعت : 14:37:23
سلام و عرض ادب جناب عبدي عزيز
درود بر شما
بسيار زيبا سروديد
شاعرانه هايتان مستدام
حسین عبدی
1393/11/10 در ساعت : 8:33:57
درود بر جناب عبدالهی بزرگوار
از محبت شما برادر ارجمندم ممنونم
سرفراز باشید
بازدید امروز : 21,657 | بازدید دیروز : 39,444 | بازدید کل : 123,007,785
logo-samandehi