ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خورشید ناپدید منجم ها
آمد نسیم و در نفسش آورد، بوی تو را شبیه گل قرمز
پیراهنش شبیه گلستانها سرشار بود از غزل حافظ
آواره ام نفس به نفس پرسان، دنبال تو ای آرزوی انسان
ای مثل عشق جوشش تو دائم، مثل شمیم دیدن تو هرگز
در جاده های گمشده در باران، کی میشود مسیر تو گلریزان؟
آیینه ها به تاب و تب و شورند، تا گل کند ز مشرقی آن عارض
مانند قطره ام که بپیوندم، از این کویر تشنه به دریایت
چون ذره تا که حل بشوم روزی، در آن نگاه، آن نگه نافذ
مصلوب کن مرا به صلیب عشق، خاکستر مرا بریز به دریاها
فتوای عاشقان جهان این است: مردن به راه عشق بود جایز
گل کن بهشت جادوئی کشمیر، ای علت نفس زدن پامیر
تا بشکفد غزل غزل از عشقت، جای دو بیتی از دهن فایز
وقتش شده ست آینه بگشایی، بر عالم تحیر و شیدایی
هندی ترین تغزل دوران ها، از کشف تو جهان غزل عاجز
ای درس و بحث جمله معلم ها، خورشید ناپدید منجم ها
حافظ ترین که هر سخنت شیرین، بیدل ترین که هر غزلت غامض
***
من میزنم به کوه و بیابانها، پر میزنم به دشت و گلستانها
در جستجویت ای مه ناپیدا، گم میشوم چنان که مرا هرگز...
 
 
 

کلمات کلیدی این مطلب :  خورشید ، ناپدید ، منجم ، ها ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1392/4/3 در ساعت : 22:23:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  1127


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سیاوش پورافشار
1392/4/5 در ساعت : 10:58:27
چیزی که در این غزل گوش نواز است حضور همزاد و یونیفرم واژه ها ست که متن آن را خواندنی کرده است. آیا عصرIT و سردرگمی انسان امروز که در زمانی کوتاه می خواهد هم بداند رویداد چه بوده است و هم به نتیجه برسد به ما اجازه می دهد رمانهای آنچنان طولانی را بخوانیم یا اشعاری طولانی مثل قصاید ناصر خسرو و اشعاری از سنایی را با حوصله بخوانیم حقیر بر جایگاه قطعیت ایده و اعمال نظر در این باره نیستم شاید هم لازم باشد آدم برای رهایی از این اصطکاک پارادوکسهای مدرنیسم و پست مدرنیسم و برای رهایی از عصر بدون احساس آهن و دود ساعتها بنشیند شاهنامه فردوسی هم بخواند قضاوت با دوستان
صالح محمدی امین
1392/4/7 در ساعت : 6:48:51
سلام جناب پور افشار
در این عصر آهن و دود شاعر و عاشق بمانید.ممنون از لطف شما.یاحق
محمد یزدانی جندقی
1392/4/6 در ساعت : 7:8:13
با برداشت کارکرد تلمیح به پیدایش نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی وارد این شعر می شوم و ضمیر ملکی سوم شخص در نفس نشانه ای است که مرا در این برداشت کمک می کند نسیمی که امد و در نفسش بوی گل قرمز ) محمدی ) آورد بنابراین نسیم و امدنش علامت عارفانه ای از یک شخصیت خاص اما نه مطلق خواهد بود و البته ترکیب پیراهن او شبیه گلستانها در این برداشت تا حدی ناکافی است بر اساس همین رویکرد است که می توانم ترکیب سرشار بودن این شخصیت از غزل حافظ را در مصرع دوم مطلع بپذیرم همچنین با این نگاه مصرع دوم یک بیت مانده به پایان را از دور خارج می کنم :
ای درس و بحث جمله معلم ها، خورشید ناپدید منجم ها ) حافظ ترین که هر سخنت شیرین، بیدل ترین که هر غزلت غامض( اگر صفت شیرینی بر سخن ممدوح مورد قبول باشد غامض بودن تحت هیچ شرایطی قابل پذیرش نیست ضمن آنکه به طور کلی چنین قیاسی مع الفارق است هرچند بیت مذکور و مخصوصا مصرع مورد بحث : به لحاظ ساختاری هم نشینی خوبی با ابیات فرادست دارد ابیات دوم تا پنجم در از : "آواره ام نفس به نفس ... تا آن نگه نافذ .. با ابیاتی منسجم و با بلوغ شاعرانگی روبرو هستیم روایتی از عشق احساس و اندیشه که سطر به سطر با جزیی نگری دقیق ترکیب هایی خوش ساخت را رقم زده است بیت پنجم :"مصلوب کن مرا به صلیب عشق، خاکستر مرا بریز به دریاها// فتوای عاشقان جهان این است: مردن به راه عشق بود جایز// روی این بیت نه فقط به دلیل وجود ترکیب نخستین از مصلوب و صلیب به دلیل خاص دیگری در محتوا دچار مشکل اساسی است و روی آن نقد ویژه دارم این نقد را به صورت تلفنی با استاد امیر سیاهپوش مدیر بخش برگزیده های سایت و کارشناس محتوایی آثار در میان می گذارم که هر طور صلاح دانستند خدمت شاعر ارجمند ارایه شود ابیات ششم و هفتم :با پرداخت هنرمندانه ونگاه خاص به تپیدن نبض کاینات در اشتیاق و فرمانبرداری از حضرتش و توجه هر قوم و قبیله و دین و ایین به حضرت صاحب الامر که قریب به یقین شخصیت مورد نظر قایم المنتظر در این شعر است قابل احترام و اهمیت ویزه است همچنین پایانبندی غزل با حذف به قرینه لفظی در ترکیب پایانی :گم میشوم چنان که مرا هرگز...و تعلیق روایت موفق ارزیابی می شود ناگفته نگذارم که اغتشاش موسیقی کناری این غزل در به هم ریختگی حرف ) روی ( نظر به ورود حداکثری کلماتی که دارای نقش مفید در شعر هستند قابل چشم پوشی است
صالح محمدی امین
1392/4/7 در ساعت : 3:53:15
سلام جناب یزدانی عزیز
ممنون از مراحمتان.
انشاالله قلم نقادیتان همچنان نویسا و توفیقتان مانا باد.یاحق
اکرم بهرامچی
1392/4/4 در ساعت : 5:7:52
من میزنم به کوه و بیابانها، پر میزنم به دشت و گلستانها
در جستجویت ای مه ناپیدا، گم میشوم چنان که مرا هرگز...
خیلی لطیف سرودید/دست مریزاد
مرضیه عاطفی
1392/4/4 در ساعت : 12:15:53
"وقتش شده ست آینه بگشایی، بر عالم تحیر و شیدایی/هندی ترین تغزل دوران ها، از کشف تو جهان غزل عاجز"
آفرین بر طبع روان و شاعرانه تان!
نگاه امام نرگس ها؛ اجرتان!
علی اصغر اقتداری
1392/4/5 در ساعت : 12:27:12
سلام
حیف نیست این غزل زیبا لنگش وزن داشته باشد؟
آورده ام نفس به نفس پرسان،دنبالتو ای آرزوی انسان
که درست می شود اگر بگویی
دنبالت آی! آرزوی انسان
به همین سادگی بدون این که به مفهوم شعرتان لطمه بخورد
صالح محمدی امین
1392/4/7 در ساعت : 6:52:5
سلام جناب اقتداری بزرگوار.
لنگش وزن را به حساب لنگش شاعر بگذارید.انشاالله خدا پای راه رفتن در صراط مستقیم شاعری عنایت کند.یاحق
بازدید امروز : 18,547 | بازدید دیروز : 33,074 | بازدید کل : 128,909,327
logo-samandehi