با تقدیم سلام
این مختصر در مقام نقد "نوشته" است نه نقد نویسنده و حقیر فقط بر مبنای آنچه منطوق مطلب آقای برزگر در اختیارم قرار می دهد ، از چشم انداز آموزه های اسلام ناب خواهم نگاشت.
شاید اگر از فضای دفتر شعرم کمک می گرفتم اندکی دقیق تر و مبسوط تر به محتوای مطلب ایشان پرداخته می شد. اما روشن است که دوستان می توانند اگر نکته ای از قلم افتاده باشد آن را یادآوری کنند.
از منظر اعتقادی دو ایراد عمده در شعر آقای برزگر وجود دارد.
نخست، نادیده انگاشتن جاودانگی و الگوسازی نهضت امام حسین علیه السلام و سپس چشم بستن بر وجود و وظایف حجت خداوند و امام معصوم حاضر یعنی حضرت مهدی.
در مورد اشکال نخست باید چند سوال را طرح کرد که چرا امام حسین جان خود را آگاهانه فدا کردند؟ چرا یکی از فرماندهان دشمن یعنی حر بن یزید -پس از این که دستور قتل امام رسیده بود- با چند نفر دیگر به ایشان پیوستند تا همان روز کشته شوند؟ چرا به حذف فیزیکی خودشان آگاهانه تن دادند؟ اگر با شهادت امام، وجود ایشان و نهضتشان بلااثر می بود چرا حضرت سجاد و حضرت زینب جان خود را آن گونه به مخاطره افکندند تا از مکتب عاشورا پاسداری کنند؟
پاسخ ، سخت نیست.
نه هدف امام شهادت بود و نه "جنگ" یک "ارزش". شهادت وسیله ای برای رسیدن به هدف بود و هدف، پاسداری از دین خدا و امام، وسیله ای جز شهادت، برای نیل به هدفش نداشت.
حضور فیزیکی امام حذف شد. اما قیام ژرف و راه امام حسین و تاثیرات آن مرزهای زمان و مکان را در نوردید و به مثابه یک سیال حیات بخش به حیات خود ادامه داد.
راستی چرا این قیام جاودانه شد؟
شاید بیان 5 دلیل کفایت کند:
نخست ، زنده بودن شهداء طبق نص واضح قرآن
دوم ، انگیزه های الهی و انسانی نهضت عمیق عاشورا
سوم ، هدایت مستقیم امام معصوم
چهارم ، مجاهدت امام سجاد و امامان معصوم پس از ایشان -سلام الله علیهم- در صیانت از دستاوردهای قیام
و پنجم ، روشنگری حضرت زینب علیهاالسلام
می دانیم که انسان به طور طبیعی الگوپذیر است لذا قرآن کریم ما را به پیروی از صالحانی که از آنان به "اسوه" یاد می کند، فراخوانده است.
امام حسین فرموده اند: "و لی و لهم و لکل مسلم برسول الله اسوه" -وقعه الطف/ص 201- و اینچنین نشان دادند که ماهیت عاشورا ،خود، "الهام گرفته" بوده است. -بنابراین طبق دیدگاه این شعر، اسوهء قبلی باید زنده می بود و او عاشورا را رقم می زد نه خود امام حسین!!-
نکته دیگر این که خود فرموده اند: "و لکم فی ]مشدد[ اسوه" -موسعه کلمات الامام الحسین/ص 361- به این مفهوم که من اسوه شما خواهم بود.
در زیارت شهدای کربلا نیز می خوانیم :"انتم لنا فرط و نحن لکم تبع و انصار" یعنی شما پیش آهنگ ما و ما رهرو شما هستیم و تاریخ، گواه قیامهای فراوانی است که پیروان راه امام حسین علیه السلام علیه ظلم انجام داده اند.
اساسا ذات عاشورا ذات طلوع است نه ذات غروب و ما نه تنها باید به "مصائب عاشورا" بپردازیم بلکه باید به "مسائل عاشورا" نیز توجه کنیم.
دومین ایراد بزرگ مطلب آقای برزگر، کنار گذاشتن! وجود امام زندهء معصوم یعنی امام زمان روحی فداه در این شعر است که برمبنای "قاعده لطف" اکنون حضور دارد و پاسدار اصلی دین خدا، خود اوست.
حضرت مهدی حجت خدا در زمین است و واسطهء فیض الهی ، از این رو ممکن نیست که زمین لحظه ای بدون او باقی باشد.
او کسی است که آموزه های اسلام ناب و عدالت، تنها به دست او به طور کامل ظهور می یابد و این وعدهء تخلف ناپذیر خداست و بنا بر نص صریح قرآن، این صالح ترین انسانها هستند که وارث "زمین" خواهند شد و بدیهی است که ظلم به دست امام زمان که مصداق اتم صالحان آخر الزمان است برچیده خواهد شد.
اینجاست که آرزوی حضور فیزیکی امام حسین در زمان ما، به شدت نکوهش می شود زیرا امامی که وظیفه اش این است که کوشش ها و آرمان های همهء امامان -از جمله امام حسین- را به بار بنشاد اینک هست و حضور دارد.
حال ، هم الگوها در دسترس ما هستند و هم رهبر معصوم. بنابراین هیچ یزیدی نمی تواند با وجود شخص پاسدار آیین نبی و حجت خدا -حضرت مهدی- میخ به نابوت!! دین بکوبد.
آیا این شعر جفا به حضرت مهدی محسوب نمی شود؟
اثر آقای برزگر لازم است توبه کند و صاحب اثر نیز.
چه بسیارند افرادی که با نیتی پذیرفتنی، عملی وهن آلود و ناپذیرفتنی انجام داده اند.
پویا و پایا باشید.