ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: علیرضا قزوه: برای اولین بار شعر فجر را به خانه‌ها آوردیم
۞ :: 2 کار وزارت ارشاد برای شعر در سال 1401
۞ :: مثنوی غلامرضا کافی برای جنایت کرمان
۞ :: میهمان رقیه‌ای امشب با همین گوشواره قلبی
۞ :: شعرهایی برای غم کرمان
۞ :: فراخوان سومین دوره جایزه ادبی مادرانه
۞ :: تازه‌ترین غزل افشین علا با مطلع «دیدی چگونه صبر خداوند لبریز شد ز حیله‌ این قوم؟»
۞ :: غزل محمدمهدی سیار برای طوفان الاقصی
۞ :: علیرضا قزوه جدیدترین شعر خود را برای طوفان الاقصی سرود
۞ :: «فردای بعد از تو» تازه‌ترین مجموعه غزل دکتر اکرامی فر
۞ :: رونمایی از کتاب «صفر مرزی»
۞ :: رونمایی از کتاب شعر «بی گمان» با حضور فرمانده نیروی قدس سپاه
۞ :: اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر«آفتاب نهان» فراخوان داد
۞ :: عباس براتی‌پور درگذشت
۞ :: اشعاری در در سوگ شهادت امام علی(ع)
۞ :: شلوغ‌ترین دیدار شاعران و رهبری / ماجرای اتاق سیگار
۞ :: رهبر انقلاب در دیدار شاعران: غربی‌ها از زن ایرانی کینه دارند و به دروغ خود را طرفدار حقوق زن معرفی می‌کنند
۞ :: روایت 3 شاعر از دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: مقام معظم رهبری: ویژگی ممتاز شعر فارسی تولید سرمایه‌های معرفتی و معنوی است
۞ :: محمدکاظم کاظمی از خاطره یک عکس با سیدحسن حسینی می‌گوید

Share

به گزارش خبرنگار حوزه مسجد و هیأت خبرگزاری فارس، احمد بابایی شاعر سرشناس کشورمان در واکنش به حمله تروریستی شیراز شعری در قالب تضمین با مصرع‌هایی از حافظ شیرازی سرود. متن این شعر به شرح زیر است:

موجم، دخیل بسته بر آن ساحلی که نیست
در حیرت، آه می‌کشم، آه از دلی که نیست
در بین بغض و ضجّه، گره خورده کار من
زخمی شده‌ست باز دل من، دیار من
آن‌سان که خون ما ز حرم، ناز می‌کشد
کار غزل، همیشه به شیراز می‌کشد

آیینه جز به آه مکدّر نمی‌کنم
لب را به‌جز به خونِ جگر، تر نمی‌کنم
تا زیر سایه‌ وطنِ زخم‌خورده‌ایم
شُبهه بر این درخت تناور نمی‌کنم
صدبار خوانده‌ام خبر داغ و تازه را
جانم به لب رسیده و باور نمی‌کنم
حافظ کجاست تا غزلی تازه رو کند
من بی‌مرور روضه، شبی سر نمی‌کنم
شیراز... قتلگاه... غروب حرم... اذان...
«گفتم کنایتی و مکرّر نمی‌کنم»
دور ضریح، خون... دم در، خون... مسیر، خون!
چشمم به خون نِشسته و سر بر نمی‌کنم
می‌گفت حافظانه، شهیدی به شاه شهر:
«من ترک خاکبوسی این در نمی‌کنم»

در حیرت، آه می‌کشم، آه از غمی چنین
شیراز را مباد دگر ماتمی چنین
در شهر راز، روضه‌ای آوازه کرده است
این زخم، داغ فاطمه را تازه کرده است
شیراز، نه! صدای اذان در افق شکست
در های‌وهوی فتنه، حرامی، قُرُق شکست
الله اکبر... از تو چه پنهان، محرّم است
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»
آیینه‌ها به خاک، پر و بال دیده‌اند
شاه چراغ را ته گودال دیده‌اند...
الله اکبر... ای دل غافل! اذان ماست
این های‌و‌هوی فتنه، همه، امتحان ماست
آشوب خام بی‌جگران، خوان داغ شد
بی‌حرمتی به خیمه‌ شاهِ چراغ شد
خون شهید، اشهدُ انَّ گواه گشت
عطر محمد آمد و لب، بوسه خواه گشت
در های‌وهوی فتنه، تماشای داغ کن
چشمی بیار و گریه به شاهِ چراغ کن
نام علی به مأذنه آمد، شفق گرفت
خیرالعمل، شهادت خون داد و حق گرفت
دارد اذان به ساعت دیدار می‌رسد
دل، بد مکن که یار به اصرار می‌رسد
حیّ علی الفلاح! گلوله شتاب کرد
«با ما به جام باده ی صافی خطاب» کرد

با داغ روی داغ، چه سازم که سر شود
«ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود»
عریان شود که فتنه و تکفیر یکدلند
«آری شود ولیک به خون جگر شود»
در غربتیم و آه پی آه می‌کشیم
«باشد کز آن میانه یکی کارگر شود»
شاهِ چراغ! جان مرا هم قبول کن...
«آری به یُمن لطف شما خاک زر شود»
من شک نمی‌کنم که فقط مُردنی چنین
«مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شود»
ما اصلاً آمدیم بگوییم واجب است
«سرها بر آستانه‌ی او خاک در شود»

ای جان زخم‌خورده‌ ما! مرهم توایم
شیراز! شهر راز! شریک غم توایم
جانا! قسم به خون شهید و به داغ تو
سوگند می‌خوریم به شاهِ چراغ تو
مُردارِ فتنه مانده به هر کرکسی که هست
باید تقاص پس بدهد هر کسی که هست

غروب روز چهارشنبه ۴ آبان‌ماه یک فرد مسلح حین ورود به حرم مطهر شاهچراغ به سمت زائران رگبار گلوله بست. تا این لحظه در این عملیات تروریستی ۱۵ شهید و ۱۹ زخمی از این اقدام تروریستی گزارش شده است که یک زن و دو کودک هم جزو این قربانیان‌اند. 

تاریخ ارسال خبر :   1401/8/7 در ساعت : 10:37:41       تعداد مشاهده این خبر : 213





بازدید امروز : 16,678 | بازدید دیروز : 32,343 | بازدید کل : 155,497,982
logo-samandehi