ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: کشتند تو را آه، در آغوش دماوند
۞ :: اولین واکنش شاعرانه به ترور شهید فخری‌زاده
۞ :: رضا اسماعیلی: هنرمند بسیجی خود را «سرباز» انقلاب می داند
۞ :: علی اصغر اقتداری، شاعر پیشکسوت خراسانی، درگذشت
۞ :: شعر ی از رضا اسماعیلی به مناسبت آغاز هفته کتاب
۞ :: قزوه:برخی شرکت‌ها نام خارجی روی محصولاتشان می‌گذارند که...
۞ :: شهادت یک شاعر در ابتدای کتاب شاعری دیگر
۞ :: تقریظ رهبر معظم انقلاب بر منظومه قاسم سلیمانی
۞ :: با عبارت «جان پدر کجاستی» شعر بگویید
۞ :: اختصاصی : شعری از دکتر علیرضا قزوه به مناسبت حمله تروریستی به دانشگاه کابل
۞ :: سیمای پیامبر(ص) در شعر امروز محمد کاظم کاظمی
۞ :: شب‌های شعر مجازی «فرستاده مهربانی» با حضور شاعران آیینی سراسر کشور
۞ :: ترامپ یا بایدن؟/ شعر افشین علاء
۞ :: باید و نبایدهای سرودن شعر برای نوجوانان
۞ :: شب شعر مقاومت- فایل شعرخوانی
۞ :: بیانیه شاعران پارسی‌گوی، در محکومیت اهانت به پیامبر(ص)
۞ :: قرار بود آرامگاه «قیصرامین‌پور» تبدیل به فرهنگسرا شود!
۞ :: غزل«آسمان» به اهانت گستاخانه ماکرون
۞ :: اختصاصی : وحید سلیمی: نقدی بر غزل خنجرستان علیرضا قزوه
۞ :: نقد کتاب های «ماه در مه» و «شرحه» در محفل ادبی ارغوان

Share
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، محمدجواد آسمان از شاعران جوان کشورمان با دو غزل به هتک حرمت به حریم پیامبر نور و رحمت(ص) واکنش نشان داد و اشعار خود را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد که در ادامه می‌خوانید:

چشمانِ تَر از هتکِ حریمت نگران‌اند
آسوده‌تر از پیش، «حقیقت‌نگران»اند

با سنگ زدن، حرمتِ این آینه نشکست
آنان که شکستند در این‌جا، دگران‌اند

بگذار به خورشید زند کوردلی سنگ
آه از دو سه دیوانه که کوته‌نظران‌اند

فردا تو درخشان‌تر از امروزی و اینان ـ
فردای قیامت، همه‌تن، شعله‌وران‌اند

بر دامنِ دریا ننشستَه‌ست غباری
این آب‌گِل‌آلودکُنان، بی‌خبران‌اند

دریایی و در سینه تو دُرجِ فضائل
لب‌تشنه‌ حُسنِ تو کران تا به کران‌اند

ذکرِ صلواتِ تو، بهارِ لبِ مستان
گُل‌ها به نسیمِ نفَست جامه‌دران‌اند

فردا به امیدِ تو سر از گور بَرآرم
دل‌بسته‌ خورشید، سحَرخیزتران‌اند

***

نِی نیستم و این‌همه در سینه شکایت
کو مَحرمِ رازی که کنم از تو حکایت؟

دنیای غریبی‌ست؛ غریبی تو چو خورشید
مردُم همه گُم‌گشته، تو خورشیدِ هدایت

این سیزدَه آیینه، همه نورِ تو هستند
انگیزه‌ «لولاکـ»ـی و آغازِ بدایت

روزی که برانگیخته شد عالَم و آدم،
دادارِ جهان، داد به دستِ تو ولایت

پُر اوج‌ترین موج شدی در یَمِ خلقت
پیغمبری، از رفعتِ تو یافت نهایت

آن دانش و فضلی که تو را بود، که را بود؟
خود، معجزه بودیّ و تو را آن‌همه آیت

تو، اُسوه‌ اخلاقِ نکو بودی و، در خَلق ـ
حُسنِ تو فزون بود و کمالِ تو به‌غایت

گر این‌همه خوبی تو، به‌جز کوردلی چیست ـ
نقصی که به انکارگران کرده سرایت...

انتهای پیام/

تاریخ ارسال خبر :   1399/8/9 در ساعت : 10:28:43       تعداد مشاهده این خبر : 51





بازدید امروز : 13,983 | بازدید دیروز : 37,986 | بازدید کل : 125,797,397
logo-samandehi