ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: شاعری که همه می‌گویند مال ماست!
۞ :: امیری اسفندقه از خوش لفظ گفت
۞ :: «شهر هزار موشک» به روایت شاعر دزفولی
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود

Share

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موسی عصمتی، از شاعران روشندل کشور، در آستانه روز جهانی معلولان، سروده‌ای را تقدیم نابینایان کشور کرده است. او در این سروده احوالات یک نابینا را توصیف کرده و با این کار مخاطب را با این دنیای ناشناخته آشنا می‌کند:


با عینکی که تا ابد دودی است
من آفتابی تازه می‌بینم
این سوی تاریک جهان هر شب
فانوسِ بی‌اندازه می‌بینم

*

از نقطه نقطه خط برجسته
راهی به سمت نور خواهم یافت
با یک عصا خورشیدهایم را
از جاده‌های دور خواهم یافت

*
من با اشارات خودم گفتم
از اول دنیا نشانی را
با بی‌زبانی باز می‌خوانم
آوازهای هم زبانی را

*

موسیقیِ هر روز باران است
در من سکوتی که همیشه هست
از آخرین فریاد می‌گوید
در من فلوتی که همیشه هست

*
من دیرآموزم ولی باران
از من صفا را یاد می‌گیرد
احساس را، بی رنگ بودن را
رنگ خدا را یاد می‌گیرد

*
من روشنم مثل زلالی که
در چشمه‌های روستا جاری است
بی کینه‌ام مثل نگاهی که
از خنده آئینه‌ها جاریست

*
هر چند‌ تقدیرم نشستن بود
من ایستادم روی پاهایم
با صندلی چرخدارم باز
پرچم به دست صبح فردایم

***
روزی تمام جاده خواهد دید
تا انتها بی پا دویدن را
بامن تمام شهر خواهد خواند
موسیقیِ فصل رسیدن را

تاریخ ارسال خبر :   1398/9/12 در ساعت : 21:21:15       تعداد مشاهده این خبر : 177





بازدید امروز : 1,335 | بازدید دیروز : 32,500 | بازدید کل : 123,253,011
logo-samandehi