ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خانم علی بابایی تا کنون ثابت کرده که شاعری تواناست.هم شعرهایش دلنشین است و هم قواعد عروضی و دستوری ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یک گول بارنگ تازه افتاد بین جوانها
. با دست و پاهای بسته ، زندانی این جهانها ماسیده خون در رگ ما ، تاثیر این شوکرانها بذری که در ما جوانه زد در دو سال تباهی انگار ریشه دوانده ، در ساحت ٱستخوانها یک دست انگشت شصت و یک دست سبابه فعال چشمان سرخ دونده ، بر گور فن بیانها کل جهان یک محله ، پیچیده در شک و تردید دیگر ندارند فرقی ، بر نقشه جا و مکانها در می نوردد به آنی ، تصویر کل جهان را جنگ است با لهجه ها و با إعتبار زبانها نفت و پورن ،رقص و تریاک ،دنیای شاد مجازی دراین فضا جا ندارند یک لحظه آه و فغانها وقتی سوپرمن می آید شر می رود أز زمانه اما همیشه أسیر است در جعبه با داستانها زیر خط فقر باید ، جنگید تا لقمه ای نان برسفره ای چرب و شیرین ،مستند آن خطبه خوانها پیران در خود شکسته ، گفتند از راه بسته یگ گول با رنگ تازه ،ٱفتاد بین جوانها هم کفشها جفت میشد، هم آب شرتی صدا کرد او قد بلند و رشید است ،در خواب این استکانها از هر طرف راه ٱفتاد انسان غرق تباهی دیوارها قد کشیدند ، تا وسعت آسمانها گفتیم ای مرگ ما را از چاله تا چاه، هی کن گفتند هم وزن ألماس ، شد قیمت ریسمانها سوسو بزن ای ستاره ،در عمق این ظلمت آباد شاید ببیند کسی از، پشت در کهکشانها.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/23 در ساعت : 8:34:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  115


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,386 | بازدید دیروز : 16,778 | بازدید کل : 137,196,174