ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رحمت حق از جانب پیغمبر(ص)
رحمت حق از جانب پیغمبر(ص)
 
شهر یثرب بود مردی در شباب
بود در دستش سبویی از شراب
 
تا کند مهمانی هم بزم خویش 
بلکه گردد از شعف او کامیاب
 
ناگهان از دور گشتی جلوه گر
آشکارا حضرت ختمی مآب
 
نوجوان با خود بگفتا وای من
اوفتادش در شرار و اضطراب
 
گر بپرسد مصطفی از این سبو
چون دهم یارب من آنشه را جواب
 
گفت یارب آبرو بر باد رفت
چون فتادم من زپا دستم متاب
 
ضربه از شلاق وجدان خورد او
گفت او یالیتنی کُنتُ تُراب
 
مرتبط شد سیم قلبش با خدا
گفت یارب وارهانم زین عذاب
 
باز گفتا بارالها مجرمم
حرمتم را دار نزد آن جناب
 
شد نبی نزدیک و فرمود ای جوان
گوچه داری می بری با این شتاب
 
با پیمبر گفت آندم هولناک
سرکه دارم می برم ای مستطاب
 
گفت پیغمبر بریز اندر یدم
کز مشام سرکه شد کامم پر آب
 
چون سرازیرش نمودی آن سبو
دل بود همواره اندر پیج و تاب
 
چون شرابش در کف احمد رسید
شد مبدل سرکه چون عطر گلاب
 
هرکه  مستی  آورد  عقلش پرد
چیست فرقش بین آدم یا دواب 
 
هیچ دانی از چه سرکه شد عوض
خودعوض گردید شد درّ خوشاب
 
گر گنه کناران همی گشتی عوض
کی جهان این قدر میگشتی خراب
 
گوش کن از نص قران و فضیل 
آن فُضیلی جو که هست ام الکتاب
 
بانک قرانی فضیل را آب کرد
کان گناهی شد مبدل بر ثواب
 
می توان نعمات حق نعمت شمرد
روشن است این نکته همچون آفتاب
 
لطف حق گر شامل حالت شود
می برند تا عرش اعلا کامیاب
 
همچو خباز{ خوشنوا }گل کاشته
قصه ی  آماده  با این  آب  وتاب
 
محمد حسین محمدی(خوشنوا)
کلمات کلیدی این مطلب :  پیغمبر(ص) ، سبو ، شراب ، نوجوان ، سرکه ، ام الکتاب ، محمد حسین محمدی ، خوشنوا ،


   تاریخ ارسال  :   1400/2/23 در ساعت : 15:23:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  35


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 16,691 | بازدید دیروز : 21,331 | بازدید کل : 132,135,743
logo-samandehi