ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برفراز نیزه

بر فراز نیزه یارب آفتاب است اینکه هست
 یاکه راس زاده ختمی ماب است اینکه هست

بس  محاسن گشته در وجه جمیلش منجلی
گرچه باخون سرش یکسرخضاب است اینکه هست

پیکرش را هرکه در ذهنش تجسم کرد ،گفت
پاره پاره گوئیا ام الکتاب است اینکه هست

زلف خونینش مگر   افتاده  در دست نسیم
کاینچنین دلها از او در پیچ و تاب است اینکه هست

گرچه او را در کنار آب عطشان کشته اند
تشنه اما بر لب خونینش آب است اینکه هست

"آنکه نورش روشنی بخش دل ما بود رفت"
در  فلک پیچیده  آوای رباب است اینکه هست

شد صدایی ظهر خون از نای عطشانش بلند
کاخ در کاخ  از طنین او خراب است اینکه هست

چون سپیدی زد دل سنگ  سیاهی را شکافت
شام در شام از تبش  در التهاب است اینکه هست

درجهان بس خیزش از پیغام  او نشأت گرفت
رهبر آزاده هر انقلاب است اینکه هست

کی شود سرد این حرارت در قلوب عاشقان
زآتش سودای او دلها کباب است اینکه هست

بیم محشر داشتم در دل که هاتف مژده داد
 ای شهودی شافع یوم الحساب است اینکه هست
 
علی شهودی
۲۲ شهریور ۹۸ مصادف با ۱۳ محرم الحرام ۱۴۴۱
تبریز

کلمات کلیدی این مطلب :  نیزه ، آفتاب ، حسین ، کربلا ، اربعین ، زینب ، شهودی ،

موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/7/6 در ساعت : 18:29:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  368


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 29,485 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,158,076
logo-samandehi