ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با درود . - درگذشت همکار عزیز و گرامی تان را تسلیت عرض می کنم . صبرتان در تحمٌل این مصیبت جمیل و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«غم های بابا زید»
«غم های بابا زِید»

تمام دریچه ها را بسته ایم.
کیسه های شنی را ردیف کرده ایم.
نمی دانستیم گاهی رود، دلش شور می زند
عاصی می شود
سر می گذارد به خیابان ها، کوچه ها...
همه چیز را با خودش می برد
حتّی جهیزیه ی زهرا را
که مادرش با دست های کارگری خریده بود.
نمی دانستیم این ابرهایی که تند تند می بارند
آوار می شوند تنهایی پیرمردی را
که از تمام خانه اش، فقط دیواری مانده است!
ایستاده با بغضی هزار ساله
نگاه می کند خطوط دست هایش را
پاهایی که تا زانو در گل اند.
شنوندگان عزیز!
توجّه فرمایید!
توجّه فرمایید!
1-این جا«اَکیوَش» فقط نقشه ای روی آب است.
این جا پلدختر
2- فاطمه غم های «بابازِید» را می شمارد:
این قدر دلم برای پدرم می سوزد
این قدربرای این خانه، زحمت کشید
باغچه ای را که چقدر دوست داشتم.
خدابیامرزد رجایی را ! 
نه هواپیمای شخصی داشت
نه محافظی
نه تریبون خاصّی
که مصلحتی، آیه ها را به صف بکشد ...
شبیه خودش بود
همان پیراهن ساده
و دلسوزی کلماتش .
بلد بود چطور اندوه آدم ها را بخواند
واقعی واقعی! اندازه ی ده تا دوست شان بدارد
برکتی سر سفره شان بگذارد
که فردا روز بگویند: الاهی! نور به قبرش ببارد
این روزها بیشتر دل مان می گیرد
از دغدغه ی بعضی ها
هر سال در«رمی جمرات» سنگ های شان را می شمارند
بعد روز از نو، روزی از نو !! 
بیشتر می ترسیم
حتّی از مسافت آب تا لانه ی مورچه ها ...
مجبوریم عادت کنیم
به پیراهن اتوکشیده ی سیاستمداران
به دوربین ها نگاه کنیم، بگوییم: سیب
هنوز نامی را فکر می کنیم
برای کوچه های شهرمان
جاری بشوند سر زبان ها
مثل شاملو که آیدایش را
صالحی که ری رایش را
از خدا که پنهان نیست، چقدر قانعیم !
باهمین کلمه ها سروکار داریم
یکی باشد مثل «شینزو آبه »
روبه روی مادرمان زانو بزند
بگوید: نگران نباش، درستش می کنیم!
 
اَکیوَش:روستایی در خوزستان
بابازِید:روستایی از توابع پلدختر لرستان
شینزوآبه:نخست وزیر ژاپن

 
کلمات کلیدی این مطلب :  کیسه ، شن ، رود ، دیوار ، جهیزیه ، پلدختر ، بابازید ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/2/28 در ساعت : 23:23:40   |  تعداد مشاهده این شعر :  386


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سعید فلاحی
1398/2/29 در ساعت : 0:52:9
سلام و درود بر شما شاعر بزرگوار
بسیار زیباااااا
احسنت

موفق باشید و در پناه خدای مهربان
غمت بر باد آمین
👏👏👏👏👏🌹🌷🌺🌸
بازدید امروز : 24,416 | بازدید دیروز : 25,238 | بازدید کل : 133,661,752
logo-samandehi