ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هرگز نمی خواهد چنین در عشق باشی صرفه جو
گفتند می آید همین آدینه های پیش رو
 اما نه آن آدینه آمد پیش روی ما نه او

پیدا نشد گمگشته ی این روزهای منتظر
گم می شویم آخر دراین پس کوچه های جستجو
تا کی برای دیدنش باید دعا و گریه کرد
دیگر نگو با ما خدا از مو و پیچشهای مو

"ما کمتریم" اما ببین سرخ است پرچمهایمان*
یعنی که از جان شسته ایم دستان خود را با وضو

حرفی نبود اندوه ما تنها اگر بود انتظار
اما چه باید کرد با این طعنه که دلدار کو؟

ما خسته ایم از این همه دلواپسی و بی کسی
او گر نمی آید ببر ما را به سمت و سوی او

حتی غزل هم خسته شد از این همه تکرارها
ای کاش مي شد حرف زد، با چشمها بی گفتگو

دیگر نمی بارد زمین آن چشمه بارانیت؟
آیا نمی تابی به ما ای "مطرب مهتاب رو"؟

                            ****
یک جرعه هم سهم مرا از چشم خود کمتر نکن
هرگز نمی خواهد چنین در عشق باشی صرفه جو 

-----------------------------------------------------------------------------------
*  با پرچم سفید به پیکار می رویم// ما کمتریم حوصله شرح قصه نیست( فاضل نظری)
کلمات کلیدی این مطلب :  غزل ، انتظار ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/30 در ساعت : 3:42:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  435


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,151 | بازدید دیروز : 26,140 | بازدید کل : 135,045,804
logo-samandehi