ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آیینه وجدان
در اتاقِ آیینه ، آه! بی نهایت بار
در خودم شدم تکثیر ، در خودم شدم تکرار
 
مات مانده چشمانم ، در میانِ این ((من)) ها
جز تحیّرم عکسی ، نیست بر در و دیوار
 
ایستاده ام حیران ، بین حلقه ی نخوت
چون محیط، سرگشته ، گشته نقطه ی پرگار
 
 جان به لب رسید از این ، خلوتِ شلوغ از ((من))
حسِ اینکه تنهایم ، می دهد مرا آزار
 
تا که می شود یادت ، میهمانِ من، وجدان...
با تلنگرِ سختی ، می دهد چنین هشدار:
راهِ عاشقی دور از ، راهِ عقل و دین باشد
پس کمی تعقل کن ، دست از سرش بردار
 
می روم به هر سویی ، می خورم فقط حسرت
با تو از خدا دورم ، بی تو از خودم بیزار!
 
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین ، احسانی فر ، رهای لنگرودی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/8/28 در ساعت : 20:50:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  622


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1397/8/28 در ساعت : 21:0:18
درود و دست مریزاد
هر شعرت از شعر قبلی، قوی تر است.
احسنت
حسین احسانی فر
1397/8/29 در ساعت : 0:48:19
سلام و عرض ادب حضرت استاد
در ساحت اساتیدی چون شما باید هم چنین باشم.
از حسن عنایتتان سپاسگزارم
علی اکبر مقدم
1397/8/30 در ساعت : 20:47:40
سلام برجناب احسانی فر عزیز
لذت بردم از خوانش سروده تان
وسپاسمندم ازینکه حقیر را می خوانید
حسین احسانی فر
1397/9/5 در ساعت : 22:21:8
سلام و عرض ادب جناب مقدم گرانقدر
به دیده لطف خواندید.
میخوانم و لذت می برم.
بازدید امروز : 9,977 | بازدید دیروز : 30,241 | بازدید کل : 130,232,580
logo-samandehi