ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«ما بر می گردیم»
«ما بر می گردیم»
 
گوانتانامو
ابوغریب
چقدر جنگ را به دوش بکشیم.
عروس و داماد سوری 
آرزوی شان را روی دیوار می نویسند:
(نَحنُ نَرجعُ)
ما برمی گردیم...
اشک های دختر بچه ای
سوژه ی خبرنگاری می شود
تا جایزه اش را بگیرد.
هر ده دقیقه
یمن,سوگوار کودکی ست.
چقدر امّ لیلا
بقچه ی خاطراتش را بردارد
سر مزار پسرانش برود!
چقدر مدیترانه خجالت بکشد نام تازه اش را...
حق داریم متنفر باشیم
از پادشاه ریاض
که با یک دست
گلاب می پاشد خانه ی خدا را,
با دست دیگر
گیلاسی می زند به سلامتی اربابش
اسماعیل ها را به قربانگاه می برد...
ریال های سعودی را 
خرج بمب های خوشه ای می کند
خرج تجهیزاتی 
که برازنده ی صلح نوبل اند...
عین خیالش نیست
لم می دهد روی تخت سلطنتی اش
مثلا فکر می کند به جهان بدون تروریسم
به جشن های رقص شمشیر.
ما که انتظار زیادی نداریم,
دل مان خوش است
به خلوت شاعرانه ها
عکس های قدیمی
ایوانی از گل های شمعدانی.
به موهای سپید مادرم سوگند!
اگر تمام سربازها
صلح را 
درچشم های عشق شان ببینند
دل شان که بلرزد
نمی گذارند حتی گنجشکی عزادار بشود,
آن وقت از دست ستاره دارها
مدرن ترین جنگنده ها 
کاری ساخته نیست.
آزادی
نام تمام میدان های جهان می شود.

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/8 در ساعت : 17:33:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  822


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سید روح الله باقری
1396/7/22 در ساعت : 5:0:30
سلام. طیب الله انفاسکم
خیلی زیبا و تاثیرگذار بود
بازدید امروز : 1,020 | بازدید دیروز : 37,531 | بازدید کل : 125,937,642
logo-samandehi