ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تقدیم به ساحت غواصان حماسه غربت
 
ترانه
فجر عاشقی
 
ازشب تیره گذشتین
شب بی روزن خسته
به ستاره پرکشیدین
با پرو بال شکسته
****
نفس سپیده بودین
روشنی مرامتون بود
سکه عشق و حماسه
اون روزا به نامتون بود
****
دنیا اون شب یه پرنده
دنیا اون شب چه جون بود
دلتون پنجره ای که                
روبه سمت آسمون بود
****
شب فجر عاشقی ها
شب غربت شما بود
فاصله تو عرض اروند
رفتن ازخود به خدا بود
****
دستای بسته نتونس
سد پرواز شماشه
جزخدا کسی محاله
محرم راز شما شه
****
حالااز اون طرف شب
حالااز خونه خورشید
بازم این پرچم و دارین
 روی قله ها می بینید
****
اگه ما رو اوج قله
پرچمی پرافتخاریم
واسه اینه که هنوزم
باشما ها رهسپاریم
 
رباعی
ازچنبر نفس،رسته بودند آنها
بت ها،همه را شکسته بودند آنها
پرواز شدند و پرگشودند به عرش
هرچند که دست بسته بودند آنها
 
                                         
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1394/3/23 در ساعت : 9:47:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  783


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1394/3/23 در ساعت : 9:49:53
ازچنبر نفس،رسته بودند آنها
بت ها،همه را شکسته بودند آنها
پرواز شدند و پرگشودند به عرش
هرچند که دست بسته بودند آنها

سلام و عرض ادب استاد محدثی بزرگوار
درود بر شما
زیبا سرودید
ماجور باشید و توفیق بدرقه راهتان باد
زهرا شعبانی
1394/3/23 در ساعت : 9:51:35
فاصله تو عرض اروند
رفتن ازخود به خدا بود...
درود خدا بر شما استاد بزرگوار
علی گیاهی
1394/3/25 در ساعت : 6:49:47
درود بر استاد اندیشه
بازدید امروز : 1,147 | بازدید دیروز : 44,538 | بازدید کل : 124,343,972
logo-samandehi