ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دیدی آخر دخترم ...

بسم الله

زبان حال رأس نورانی اباعبدالله(ع) در خرابه شام


دیدی آخر دخترم یک بار دیگر آمدم
شوق دیدارِ تو باعث شد که با "سر" آمدم

جان من، شیرین زبانی های خود از سر بگیر؛
طعم لبخند تو شیرین تر ز کوثر، آمدم

قول دادم از سر نی تا بیایم پیش تو؛
بعد صد بار از نی افتادن من آخر آمدم

همنشین عمه بودی در بلاها، دخترم!
من هم از پیش سر خونین اکبر آمدم

دیدم از بالای نی، سیلی فراوان خورده ای
روضه ی مکشوفه ی غم های مادر، آمدم

قدر یک شب هم شده امّ ابیها گشته ای
من پدر بودم که بر زانوی دختر آمدم

گرد خاکستر بگیر از صورت بابای خود
"ها" بر این آیینه ام کن،چون مکدر آمدم

حک شده نام عدو ها روی پیشانی که من؛
دست به دست از ابتدا تا عمق لشگر آمدم

غصه ی زخم لب و دندان بابا را مخور
تا که دیدم آستین ها گشته معجر، آمدم

مثل عمه لب بر این حلقوم پر خونم گذار
بوسه میخواهم که با رگ های حنجر آمدم

بغض در حلق تو بابا را پریشان می کند
جان بابا چشم خود وا کن و بنگر، آمدم
ح.م

ویرایش نشده اما 
در مجلس روضه خوانده شد...

یا علی مددی....

 

کلمات کلیدی این مطلب :  خرابه ، شام ، سه ساله ، رأس الحسین(ع) ، اباعبدالله(ع) ، رقیه (س) ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/20 در ساعت : 6:33:26   |  تعداد مشاهده این شعر :  945


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1393/8/20 در ساعت : 18:7:23
سیار بسیار عالی بود اما سراپا حزن و اندوه اجرت به
همان سر بریده و مقدس جاودانه باشی
حنیف منتظرقائم
1393/8/20 در ساعت : 21:48:7
سلام علیکم
ممنون از لطف شما و دعای خیرتون
شبنم فرضی زاده
1393/8/20 در ساعت : 20:47:30
درود
احساس زیبایی خلق کردی شاعر
یاد غزل چندماه پیشم افتادم
وبغض وحس ان لحظه :

دارد صدای ناله ی اصغر می اید
تیری سه شعبه از- شبِ خنجر- می اید

پیچیده صحرا آسمان را در دلِ خود
وا حیرتا از هیبت محشر می اید

چشمان دختر بچه ای را آب برده
-عمه, عمو عباس تان اخر می اید-

در خواب دیدم, مادرم زهرا هم اینجاست
دارد صدای گریه ی حیدر می اید

ازدور یک سایه شبیه کوه,پیداست
زینب ,زنی که مثل یک لشکر می اید

-باید به بی بی بغض هایم را بگویم-
آری فقط از دست زینب بر می اید....

بی بی چرا بابا نیامد ؟حرف دارم
بابا که پای صحبت دختر می اید


می خواهم از رنج عطش هامان بگویم
لب های تشنه با دلی پر پر... می اید

از درد این سیلی که جایش سرخ مانده
از خون زخمِ دست آن کافر...می اید

از خیزران, از معجری که پاره میشد
بابا که این را بشنود دیگر می اید...

**
لالا رقیه ,یادگار عشق...لا لا
بابا برای دیدنت با سر می اید

التماس دعا داریم
حنیف منتظرقائم
1393/8/20 در ساعت : 21:50:30
سلام و نور
زنده باشید
بسیار عالی بود
شبه شعر ما به قدرت و زیبایی شعر شما نیست

محتاج تریم به دعا
یا علی مددی
مرضیه عاطفی
1393/8/21 در ساعت : 23:19:35
یا صاحب الزمان آجرک الله...عجل علی ظهورک!

همواره در مسیر پاکان عالم باشید.
یاعلی(ع)
حنیف منتظرقائم
1393/8/22 در ساعت : 0:20:17
سلام و نور
ممنون از دعای خیرتون
التماس دعا
یا علی مددی
بازدید امروز : 17,979 | بازدید دیروز : 26,140 | بازدید کل : 135,044,632
logo-samandehi