ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دیده بان شعر و شعور


این چشم دوباره روشنی می خواهد
فرزند نخوانده ای تنی میخواهد
تا جلوه نو کند درآن سکرسماع
آیینه شعر،کدکنی می خواهد


شعر فارسی در دوران گذشته خویش به دلیل مشخص تر بودن حدود و ثغور و تعریف مند تر بودن سازو کارها و عرصه جولان در ذهن و زبان  و مدار تعادلی که در طول قرنها به آن رسیده بود کمتر دچار چالش هایی از این دست که ما امروز با آن مواجهیم بوده است، اگر ادعایی در جامعه شعری گذشته درفضای ادبی گفته و یا نوشته شده است نهایت  ادعا حول محور شاعرتر بودن مدعی می چرخیده است تا اینکه نفی همه جریان ها و منحصر بخود دانستن جریان شعر، چون به آن صورت جریان های متعددو متنوعی نمی توانسته اند با آن حدود و ثغورو سازوکار تعریف مند سربر آورند مگر اینکه ریشه ای ژرف در این میراث داشته باشند،اما امروزه و به خصوص پس از نیما ،تاکید میکنم پس از نیما که سخنم  شامل خود او نشده باشد. از زمانی که نوگرایی از سیر طبیعی خود خارج و مبتنی بر نظریه های وارداتی ناقص و غیر منطبق با مقتضیات فرهنگی و ادبی ما ونیز ورود حادثه جویان به میدان شعر ،شکل گرفت، هر جریانی مدعی اطلاق انحصاری شعر برخود شد و به انکار بقیه کمر همت بست و شد آنچه در دهه های گذشته شاهد آن بودیم، در این سال ها بودند بسیاری از شاعران و منتقدان که با علم ،به این آشفته بازار دامن زدند، با نیاتی که به خودشان مربوط است اما بخشی از آن به یقین ناشی از این می شد که در این آشفته بازار و هیاهوی رسانه ای بزرگتر و بزرگتر و دست نیافتنی تر جلوه کنند ،اگرچه به دلیل بینش تاریخی کم و بیشی که داشتند میدانستند آنکه غربال در دست دارد از پی می آید و رشته ایشان را پنبه خواهد کرد ،چنان که آمد و کرد.
اما دراین میان بزرگانی بودند که تمام هم و غمشان این بود که شعر و گفتار و نوشتار ورفتارشان از این آسمان  غبار زدایی کند و افق روشن را به پویندگان راه نشان دهد و بی هیچ تردیدی قافله سالار این کاروان در تمامی این سال ها علامه محمد رضا شفیعی کدکنی بوده است
مجموعه شعر ،نقد ، حاصل پژوهش ها و رفتارهای محمدرضا شفیعی کدکنی همواره مشعلی فروزان بوده که در پرتو آن راه رستگاری در شعر را به رهروان این وادی، به خصوص در کوران نحله بازی ها و نحله سازی ها نشان داده است.گواه این ادعا در اولین وهله شعر این شاعر فهل است که با پشتوانه ای عظیم از معرفت وخرد و روشنی و بهره مندی از ارزشمند ترین دست آوردها ی امروز که خود آورنده بسیاری از آنها ست،حجتی موثق برای جریان اصیل شعر این روزگار بوده است، و به این باید تمام گفتار و نوشتارهای این علامه بزرگ را افزود برای نمونه کتاب ارزشمند "با چراغ آینه" که دربردارنده مقالات و نقدهای روشنگر حضرتش در دهه های گذشته ودر حساسترین برهه های سیر ادبی معاصر بوده است و همانگونه که ازنامش بر می آید آینه بوده است که آنچه هست را بنماید و چراغ که نشاندهنده راه رستگاری در شعر معاصر باشد
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1393/7/22 در ساعت : 22:55:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  1285


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی گیاهی
1393/7/23 در ساعت : 2:1:54
درود بر استاد همولایتی عزیز
استفاده بردم
ماجورباشید
محمدمهدی عبدالهی
1393/7/23 در ساعت : 5:36:43
سلام و عرض ادب استاد محدثي بزرگوار
درود بر شما
استفاده كرديم
عيدتان مبارك
همواره در پناه الطاف خاصه اميرالمومنين مويد و منصور باشيد
ياعلي
محمود کریمی‌نیا (کریما)
1393/7/23 در ساعت : 7:45:4
درود بر شما وسپاس بیکران..
دستمریزاد.
عبدالله عمیدی
1393/7/23 در ساعت : 10:3:11
سلام بر استاد گرامی
کاش این بحث کمی بازتر و با ذکر ادعاهایی که طرح شده است مطرح می شد تا استفاده بیشتری برده شده و شناخت روشن تری نسبت به موضوع صورت پذیرد
البته این مدخلی قابل تحسین است.
محمدرضا جعفری
1393/7/24 در ساعت : 9:47:55
درود
بحث مهمی را ارائه کردید
ممنونم
هادی ارغوان
1393/8/14 در ساعت : 4:13:32
سلام
پیروفرمایش متین شما
زمانی یک رباعی ناتمام داشتم‌که‌مطلع اش این بود:
ماشعرسرودیم ونمیدانستیم
مابال گشودیم ونمی دانستیم
.........
عاشق شده بودیم ونمی دانستیم
درمصرع سوم مانده بودم که مقاله ی جذاب استادبه نام
(ادراک بی چگونه) راخواندم وجای خالی رابا
مادرتب بی چگونگی فهمیدیم
اتفاقن بعدهادوستان پیشنهاددادندبه جای *بی‌چگونگی*
*بی توسال‌ها* بنویسم‌ولی...جامعیت بی چگونگی‌مرامنصرف‌کرد.
تمام‌این‌چهارمصرع‌تقدیم‌استاد.
...و‌ درودبرشما
بی‌توسال ها
بازدید امروز : 18,520 | بازدید دیروز : 56,109 | بازدید کل : 124,417,454
logo-samandehi