ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



باغ در حصار مصائب و مترسك عاشق چشمان زاغ ست
 
گزارش جلسه ی نقد و بررسی آثار علیرضا رجبعلی زاده کاشانی، پنج شنبه 14 شهریور، تالار فرهنگ ارشاد اسلامی
دکتر اسماعیل امینی:"شعر رجبعلی زاده
 با ریشه های هزارساله شعر پارسی پیوند دارد"
دکتر عبدالجبار کاکایی:"شاعران جوانی  مثل رجبعلی زاده کاشان را به پایتخت تغزل کشور تبدیل خواهند کرد"
 
مجری، بالاخره 50 دقیقه بعد از وقت مقرّر، بالای سن می رود و پشت تریبون بسم الله را می گوید. برای شروع غزلی از دفتر «باغ در حصار مصائب» آماده کرده است با مضمون دفاع مقدّس: «سوت خمپاره در سرت پیچید، بالشت آسمانی از پر شد...». بعد از خوانش غزل و سلام و احوالپرسی و عذر تاخیر، تشکر می کند از میهمانانی که برای نقد دو اثر تازه چاپ شده ی علیرضا رجبعلی زاده کاشانی، به کاشان آمده اند: دکتر اسماعیل امینی و عبدالجبّار کاکایی.
پس از مقدّمات معمول، رجبعلی زاده روی سن می رود و پشت میز نقد قرار می گیرد، تا سلامی به حضار بکند و منتقدان را خودش به جایگاه دعوت کند. رجبعلی زاده پس از سلام و تشکر از حضار، توضیح کوتاهی درباره ی دو اثرش می دهد: «مجموعه ی باغ در حصار مصائب، سروده های از منندكخ چه از لحاظ موضوع و مضمون و چه از لحاظ قالب شعری متنوع اند. از مضامین اجتماعی و آیینی و دفاع مقدس تا مضامین آزاد و... در این مجموعه قابل مشاهده است. از لحاظ قالب و عروض هم سعی کرده ام آثار گوناگون و متنوّع باشند. هرچند تعدادي از شعرها از اين مجموع جاماند و انشالله در مجموعه هاي آتي به دست دوستان خواهد رسيد. مجموعه ی «مترسک عاشق چشمان زاغ است» از لحاظ قالب  تشکیل شده از مجموعه ی نوخسروانی هاست. من به شخصه تا الان مجموعه ی مستقل که فقط شامل قالب نوخسروانی باشد را جایی ندیده ام. خسروانی قالب شعری ایرانی است که در روزگار پیش از اسلام هم رواج داشته و مرحوم اخوان ثالث آن را احیا کرده است و در مقدّمه ی کتاب "دوزخ امّا سرد"، ایشان مطالبی پیرامون این قالب بیان می کنند و نام نوخسروانی را بر خسروانی های جدیدی که خودشان آغازگرش بوده اند، می گذراند. لازم به ذکر است مجموعه ی مترسک عاشق چشمان زاغ ست... به سمع و نظر استاد علامه شفیعی کدکنی هم رسیده و ایشان هم نظر مساعدی درباره ی آن داشتند و رهنمودهایی را طی تماس تلفنی با بنده مطرح کردند.» رجبعلی زاده سپس ابراز امیدواری می کند که با استمرار این گونه جلسات فضای نقد شعری در شهرستان کاشان باز شود و با کمک اساتید آسیب ها و نقاط قوّت معلوم شود.
بعد از صحبت های رجبعلی زاده، منتقدان مهمان به دعوت شاعر، پشت میز نقد و کنار شاعر قرار می گیرند. ابتدا دکتر اسماعیل امینی، شاعر و استاد دانشگاه تهران، ضمن عرض سلام به حضار، می گوید: «امیدوارم در این جلسه راحت و صمیمانه صحبت کنیم. جمع ما علاقمندان جدّی ادبیّات روز به روز متاسفانه در حال کوچکتر شدن است، پس باید بیشتر قدر هم را بدانیم و به هم کمک کنیم. راه این کمک و قدردانی هم نقد درست است. این روزها شاید به نظر بیاید که شاعران بسیاری در مملکت ما مشغول سرایش شعر هستند ولی در واقع این طور نیست و شاعر به معنای واقعی کلمه زیاد نداریم و جمع ما روز به روز کوچکتر می شود.»
عبدالجبّار کاکایی، شاعر و ترانه سرا نیز ضمن تشکر از مجری برنامه، به طنز از شهر کاشان که به گفته ی او این روزها صادرکننده ی مجری به کشور شده است نیز تشکر می کند و سپس می گوید: «امروز کمتر شاعری پیدا می شود که اطّلاعات بالای ادبی داشته باشد و صدای شعرش از اعماق بیاید. رجبعلی زاده اما اینگونه است.» کاکایی سپس کاشان را شهری در حال تبدیل به پایتخت تغزّل می نامد و ابراز امیدواری می کند که این روند رو به رشد ادامه پیدا کند.
حسن قریبی، شاعر کاشانی ساکن تهران است،که بدون هماهنگی و با درخواست مجری به روی سن آمده است نیز، ضمن تبریک به رجبعلی زاده و جامعه ی ادبی کشور، از عدم اقبال مردمی جلسات شعر و نقد در کاشان گلایه دارد و از گذشته حرف می زند: «روزی در همین سالن برای جلسات شعر، ظرفیت تکمیل می شد و مردم عادی هم علاوه بر شعرا به این جلسات می آمدند؛ اما متاسفانه امروز می بینم که در سالن فقط شعرا نشسته اند.»
 مجری از رجبعلی زاده می خواهد شعری بخواند تا فتح بابی باشد برای نقدها. رجبعلی زاده هم غزلی از مجموعه ی باغ در حصار مصائب می خواند:
-پرم از خالی روز و شب صد سال تنهایی
سبوی از تهی سرشار مالامال تنهایی...
دکتر امینی نخستین کسی است که بحث جدی را شروع می کند و در ابتدا به چیستی نقد ادبی می پردازد: «نقد در عالم هنر و ادب با اصطلاح مطبوعاتی و سیاسی آن متفاوت است. نقد سیاسی و مطبوعاتی عموما تخریب و ایرادگیری است، اما در ادبیات نقد بازخوانی اثر است به منظور ارزیابی آن؛ قصدش هم پیدا کردن جایگاه آن اثر است در میان آثار شاعر یا آثار آن دوره» بعد از این مقدّمه ی کوتاه درباره ی نقد، به سراغ اشعار" باغ در حصار مصائب"رجبعلی زاده می رود و ضمن بیان این نکته که در اشعار این دفاتر، تلمیحات و اشارات و ارجاعات به حوزه ی ادبیات مربوط می شود و حتی اشاراتی تاریخی به دوره ی پیش از اسلام نیز در آن ها دیده می شود؛ به نقد برخی شبه جریان های شعری روزگارمان می پردازد: «ما در دوره ای هستیم که متاسفانه بسیاری از مخاطبان عام، کم حوصله، سطحی و بی سوادند. فضای ادبی در بسیاری جاها، مبتذل، به معنای سطحی و شتابناک و دم دستی است. و بسیاری از شعرا هم پابه پای این مخاطبان حرکت می کنند.مثلا انبوه رباعی هایی که در بعضی برهه ها در این سال ها باب می شوند و فقط به درد پیامک کردن می خورند. متاسفانه این روند وارد حوزه ی غزل و شعر سپید هم شده و باعث نابودی بسیاری از استعدادهای کشورمان شده است. اما جنس اشعار در این دو کتاب این گونه نیست. در واقع جنس شعر حقیقی هم این طور نیست که سطحی و دم دستی و پیامکی باشد. شعر رجبعلی زاده، با ریشه ها پیوند  دارد؛ نه ریشه های دم دستی و تازه ساز، ریشه های هزارساله ی شعر فارسی.»ایشان ضمنا با گلایه ای ضمنی از هیاهوها و جنجال های مطبوعاتی پیرامون مسابقه فوتبال دربی پایتخت که قرارست فردا برگزار شود گفتند اینهمه سرو صدا و وحشیگری برای هیچ و پوچ میشود اما کتابی به این خوبی و صلابت چاپ میشود انگار هیچ انفاقی نیفتاده ست!
پس از دکتر امینی، کاکایی با بیان این که می توانیم با از نظر گذراندن یک غزل از رجبعلی زاده، دنیای شعری او را بهتر بفهمیم، به غزل «سوت خمپاره...» که مجری در آغاز جلسه خوانده بود می پردازد: «در سه بیت ابتدایی این غزل، تصویری غیرواقعی امّا عارفانه و ماورائی از جنگ ارائه می شود، مانند آثار شهید آوینی. این ابیات مخاطب را از دنیای واقعی به فضایی مجازی می کشاند. اما در بیت آخر و پایان بندی اثر، شاعر جسارت به خرج می دهد و خود را از تقلید دهه ی 60 و شعر اجتماعی این دهه جدا می کند که جای تبریک دارد. امّا این جسارت و جدا شدن، در بعضی شعرهای او تکرار نشده است که شاید حاصل این باشد که شاعر بین شک و یقین قرار دارد.» کاکایی سپس با بیان این که هردو مجوعه ی رجبعلی زاده را خوانده است و مصاحبه ها و نکات و نقدهایی هم که بر آن ها نوشته شده است را هم مطالعه کرده است می گوید: «بعضی رهنمودهای دوستان  شاعر که ایشان را تشویق به دنباله روی از اخوان کرده بودند اصلا خوب نیست و اغواگرانه است.  در مجموع با مطالعه ی آثار رجبعلی زاده او را در برزخ میان جهان جدید و قدیم دیدم.باید بگویم بعد از خواندن شعرهای او آمدم تا صورت این جوان را ببوسم  و به او تبریک بگویم. کتاب نوخسروانی های ایشان کشکولی است از مضمون های متفاوت که نشان از نگاه جستجوگر و شتابزده ای به همه چیز دارد.»  کاکایی سپس به تشریح جهان امروز ادبیات و مخاطبانش می پردازد و از مخاطب امروز دفاع می کند: «چنین تلقی نشود که مخاطب امروز چون عوض شده است،سطحی شده و بی سواد است و ما باید به سنگرهای گذشته ی خودمان در ادبیات برگردیم. این نگاه کاملی نیست. جهان جدید جهان جدید است و فضای مجازی واقعیت پیش روی ماست . طبیعی است که با خواندن آثار یک شاعر باید بفهمیم که در چه زمانی زندگی می کرده است. رجبعلی زاده هم نباید صرفا میراثبر سنت قدما باشد. ما باید با جهان جدید روبرو بشویم و رجبعلی زاده چاره ای ندارد جز خروج از این برزخ و کشف جهان جدید.»
کاکایی بعد از صحبت درباره ی مخاطب و دنیای جدید، به سراغ قالب خسروانی می رود و آن را قالبی قدیمی و منسوب به باربد می داند که مبتنی بر سیلاب است و نه هجا و از این جهت قالبی موسیقایی است. سپس درباره ی مجموعه ی نوخسروانی های رجبعلی زاده می افزاید: «بعضی از این نوخسروانی ها شبیه به غزل های سربریده اند . از لحاظ موضوعی هم متنوّعند.» در مجموع شعرهایی را از این کتاب که در بردارنده نکات معرفتی و هستی شناسانه بود و یا طبیعت ستایی و مضامین اجتماعی  با زبان شاعرانه و کنایی عنوان کرده موفقتر بیان کرد. ایشان سپس چند نوخسروانی از کتاب را که بسیار موفق میداند قرائت میکند از جمله نوخسروانی که نام کتاب برگرفته از آنست:
"دل دهقان گرفتار دو داغ ست
جدا از کشت آفت دیده , چندی ست
مترسک عاشق چشمان زاغ ست"
و
" در سرم شاملوی غمگینی ست
در نگاهم فروغی افسرده
چون امیدی که در دلم مرده"
در این بخش از برنامه ی نقد، سه نفر از حضار، خانم های مظاهری و رسولزاده و آقای دهقان پور، نقدهای مکتوب خود به آثار رجبعلی زاده را پشت تریبون قرائت می کنند و ضمن آن ها به نکاتی درباره ی این آثار اشاره می کنند. نقطه ی مشترک همه ی نقدهای مکتوب تاثیر زبان و نگاه مرحوم اخوان ثالث بر اشعار رجبعلی زاده است.
حالا دوباره نوبت به رجبعلی زاده می رسد که دو نکته را درباره ی چاپ کتاب «مترسک  عاشق چشمان زاغ ست...» یادآوری کند: «نخست این که کتاب  نوخسرواني هايم مدّت ها پیش توسّط انتشارات سوره ی مهر چاپ شده بود؛ امّا به دلایلی که هنوز هم معلوم نیست یک سال و 9ماه توزیع نشد و حتّی از نمایشگاه کتاب سال پیش جمع آوری شد و قرار بود خمیر شود. ثانیا تعدادی از اشعاری که الان در مجموعه هستند  قرار نبود چاپ بشوند و در گزینش نهایی من قرار نداشتند . ضمنا ترتیب شعرها هم به هم ریخته و آن چیزی نیست که من به انتشارات داده ام. بنابراین حجم کتاب بیش از انتظار من بود. دوست داشتم  این اثر، کاری رو به جلو  در عرصه كوتاه سرايي باشد» رجبعلی زاده بعد از این گلایه ها از ناشر اینگونه درباره ی فضای کتاب مترسک عاشق چشمان زاغ ست... سخن می گوید: «من سعی کرده ام در این مجموعه روح موسیقایی هم در آثار لحاظ شود؛ همان طور که خسروانی سابقا با موسیقی ایرانی در ارتباط بوده است. ضمنا من عقیده ندارم که تاریخ مصرف بعضی واژه ها گذشته است. این واژه ها ریشه دارند و کارهای بسیاری می توان با آنها کرد. مثلا در دهه های 40 و 50 ترکیب سازی های زیادی در کارهای اخوان و شاملو با استفاده از این واژه ها می بینیم. تلاش من در ادامه ی این حرکت بوده است»
دکتر امینی هم در ادامه ی صحبت های قبلی خود، به تفاوت گذاری میان اشعار رجبعلی زاده با اشعار سطحی روزگار ما می پردازد: «متاسفانه امروز جنس دم دستی در شعر و ادبیات، مشتری خودش را حتی در دانشکده های ادبیات پیدا کرده است. اما جنس نوخسروانی های رجبعلی زاده از این دست نیست. ضمن این که نوخسروانی امکانات خاصی هم دارد، مثلا قافیه های دشوار و دوتایی یا سه تایی و محدود که قابلیت طرح در غزل را ندارند در نوخسروانی قابل طرحند؛ مثلا:
 
 
"پی حوّای خودش آمد
به زمینی پرعفریته
آدم عصر مدرنیته"
در شعر زیبای دیگری می خوانیم:
"تیر برق ده است از امشب
ساقه ی سرو بی ثمر در باغ
میوه ی چارفصل اوست چراغ"
در واقع شعر امروز باید از این جنس باشد و این تقابل ها و نگاه به جلوه های زندگی را داشته باشد کما این که در شعر ممالک دیگر هم به این ها توجّه می شود.
یا مثلا این شعر که من بسیار پسندیدمش:
"مثل ساعتی به خواب رفته ام
دیگران به من نگاه می کنند
وقت خویش را تباه می کنند"
اغراق نیست اگر بگویم درباره ی این شعر کوتاه سه خطی، می شود 30 صفحه مطلب نوشت، چون حرف بزرگی دارد. تلمیح ملایمی هم دارد به آن حدیث که می گوید مومن نباید دو روزش یکسان باشد. این تلمیح های ملایم بسیار زیباست. در جایی دیگر  در کتاب "باغ در حصار مصائب "شاعر در شعری که به حضرت زینب (سلام الله علیها) تقدیم شده می گوید:
"خبر آری خبر ماییم در زنجیر و راه –این راه ناهموار-
که با هر پیچ و خم وادی به وادی پا به پای ساربان پیچید"
دقت کنید که فعل پیچید با همه ی عناصر این بیت مرتبط است:پیچید با خبر، پیچید با زنجیر، پیچید با راه، پیچید با پا، پیچید با پیچ و خم. یعنی ایهامی که چهار یا پنج ارتباط دارد. این جنس کارها برای اهل تامل است نه برای افراد شتابزده و سطحی.
در زبان فارسی امکاناتی هست که تحت تاثیر زبان سست مطبوعات و رسانه ها در حال  فراموشی است و همان بلایی که به سر لهجه ها و لباس های گوناگون مملکتمان توسط رسانه ها آمد، دارد بر سر زبان فارسی هم می آید. شاعر در این مجموعه ها جاهایی از این امکانات در حال فراموشی استفاده کرده است. در مجموع کتاب"باغ در حصار مصائب"شعرهایی در خود دارد که بی اغراق میتوان برخی از آنها را در عداد شعرهای بزرگ و ماندگار روزگارمان قرار داد...»
جلسه به اواخر خود نزدیک می شود و کاکایی آخرین نفری است که باید درباره ی اشعار صحبت کند. او صحبت پایانی اش را با بررسی رابطه ی اخوان و رجبعلی زاده در اشعار این دو دفتر آغاز می کند: «زمانی مخملباف فیلمی ساخت به اسم بایسیکلران که تحت تاثیر فیلمی غربی بود. او برای این که به اصطلاح دهان منتقدان را ببندد در صحنه ای از فیلم قسمتی از آن فیلم غربی را نشان می دهد.رجبعلی زاده هم با نقل مستقیم از اخوان در بسیاری از اشعارش، می خواسته جلوی منتقدها را بگیرد و بگوید آگاهانه دست به این تقلید زده و از تاثیرپذیری اش از اخوان باخبر است. امّا نکته ای که توجّه به آن لازم است این است که شعر نیمایی به خاطر آزادی از مصرع و بیت هویّت سبکی و شخصی به شاعر می دهد . به شاعر توصیه می کنم  در واقع به خاطر اقتضائات قالب نیمایی، نمی توان تاثیرپذیری حافظ از خواجو را در این زمان تکرار کرد. اما در تعدادي ازغزلهاي كتاب باغ در حصار مصائب همين اقتضائات شعر نيمايي به قدرت و قوت غزلها افزوده و تسلط رجبعليزاده بر اوزان عروضي و روح موسيقايي حاكم بر كل غزل نشان از هوش بالا و ريزبيني و و دقت نظر او در انتخاب واژگان و فضاي حماسي غزلها دارد»
کاکایی در ادامه ی حرف هایش رجبعلی زاده را شاعری توصیف می کند که در مراعات النظّیر دقیق عمل می کند و از واژه های جدید هم در اشعارش استفاده می کند: «بعضی واژه ها سرمایه ی ذهنی ادبیات است نه عینی. بنابراین لازم است شاعر از این مرحله جلوتر برود و دنیاهای جدیدتر را  نيز کشف کند.»
برنامه ی پایانی جلسه شعرخوانی مهمان ها و یکی دو شاعر کاشانی است. جناب آقای رسولزاده، شاعر با اخلاق و قدیمی کاشان به نمایندگی از کاشانی ها از مهمانان تشکر می کند و از طرفی هم به تعریف از بچه های انجمن شعرجوان کاشان می پردازد و در آخر شعری با ردیف مترسک می خواند. حسن قریبی هم شعری با موضوع دفاع مقدس می خواند که مورد توجه و تشویق حضار قرار می گیرد. دکتر امینی و آقای کاکایی هم اشعاری قرائت می کنند.
ساعت 9 و نیم شب است و جلسه ی نقد کتاب های تازه چاپ شده ی علیرضا رجبعلی زاده ی کاشانی، با غزل دیگری از او با مضمون دفاع مقدس که مجری آن را می خواند، نیم ساعت پس از وقتی که در پوسترها نوشته شده بود به پایان می رسد و حضار برای صحبت و نقد و نظر حضوری و یا امضا گرفتن از شاعر شهرشان دور او حلقه می زنند.  
کلمات کلیدی این مطلب :  باغ ، حصارمصائب ، مترسك ، عاشق چشمان زاغ ست ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1392/7/1 در ساعت : 20:46:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  994


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

هادی ارغوان
1392/7/1 در ساعت : 22:42:37
سلام
به نظرم اکثر شاعران این سایت شدیدن به مطالعه این طورمطالب نیازدارند.
سطحی خوانی بلای بسیاربزرگی است ،
همانطورکه جناب امینی اشاره کرده اند.
ازشاعرمحترم تشکرمی کنم که این گزارش رامنتشرکردند.
کاش به صدای ضبط شده وکامل این جلسه دسترسی داشتیم تابهره یبیشتری می بردیم.
واتفاقن اگرسایت پارسی زبانان چنین تمهیدی بیاندیشدبدنیست
، کاری که خانه ی کتاب تهران درگذشته ای نه چندان دورانجام میدادولی مستمرنبود.
مرضیه فرمانی
1392/7/2 در ساعت : 4:39:52
درود بر شما
سحر دگلی (آریایی)
1392/7/2 در ساعت : 11:25:56
سلام و عرض ادب و احترام
درودتان

بازدید امروز : 8,320 | بازدید دیروز : 30,248 | بازدید کل : 123,199,267
logo-samandehi