ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فصل زبور

فصل زبور

 

نان جوی، آب خوشی، شاخه ی توت و غزلی

بزم مهیاست روم در پی خیرالعملی

روی تو در آینه ها ورد زبانها شده است

کاش که نازل بشود مثل تو ضرب المثلی

سوره ی لاهوت بیا! سایه بگستر به سرم

در دل من ریشه زده وسوسه های هبلی

از تو سرودم غزل ای طعم خوش نان و نمک

بر لب من می شکفد چشمه شهد و عسلی

نیمه شبی پهن شده زیر قدمهای دلم

بیخودی روح مرا شعر گشوده بغلی

نرم بیا در دل من زلزله ی کشف و شهود

عشق بنا کرده مرا بی تو به روی گسلی

لوح دلم را بنویس ای صحف رمز و رموز

نسخه ای از اوج غزل، زمزمه بی بدلی

****

می شکند پوسته ام تا به تغزل برسم

فصل زبور است بیا تا بسرایم غزلی..

سردرِ هر بیت غزل حک بکنم  عشق تو را

شعر تو را می طلبد...  

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1392/5/26 در ساعت : 6:47:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  773


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نصیر مجاب (افغانستان)
1392/5/26 در ساعت : 10:19:51
وسوسه های هبلی.
ورود زیبایی کرده اید به وضعیت های خطرناکی که هر کدام از ممکن در دام تردیدها بیفتیم.
قلم و روان تان نویسا و موفق باد.
صالح محمدی امین
1392/5/27 در ساعت : 13:34:30
سلام آقا نصیر
از بذل محبتتان سپاس.
سلامت و سربلندباشید
مجتبی نادری طاهری
1392/5/26 در ساعت : 15:15:55
می شکند پوسته ام تا به تولد برسم

فصل زبور است بیا تا بسرایم غزلی...

سنگین و دلنشین بود
صالح محمدی امین
1392/5/27 در ساعت : 13:35:42
سلام و ممنونم آقا مجتبی

شاعر باشید و موفق. یاحق
بازدید امروز : 4,649 | بازدید دیروز : 29,630 | بازدید کل : 127,503,692
logo-samandehi