ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مصیبت امام حسن مجتبی(ع)
 
مصیبت امام حسن مجتبی(ع)
 
امام مجتبی نوباوهٔ دین
گل بستانی از طاها و یاسین
 
فلک زهرجفا در کام او ریخت
غم و دردو محن را با هم آمیخت
 
بنوشید نیمه شب تا جرعهٔ آب
زآب آتشین دل گشته بیتاب
 
فغان از لعل گوهربار میسفت
به ناله با دل افکار میگفت
 
ببین خواهر چه آمد برسرمن
زدست نامرادی همسرمن
 
زدست دشمن خانه چه دیدم
در این ایام از او چه کشیدم
 
ززهرکین مرا خونین جگر کرد
عزیزان مرا بی بال و پر کرد
 
دلم از جور او لبریز خون است
غم و درد دلم از حدفزون است
 
برو خواهر خبر کن نور عینم
بیاید در برم ایندم حسینم
 
حسین آمد که ای جان برادر
چه آمد مر تورا این گونه بر سر
 
بنوشیدم من ازاین کوزهٔ آب
دلم گردیده است از زهر بیتاب
 
روم من نزد باب و مادر من
مکن افغان عزیزم در بر من
 
حسینم قاسمم را یار می باش
تو او را از کرم دلدار می باش
 
به روز ظهر عاشورا حسینم
کندجان را فدایت نور عینم
 
بجای من حمایت کن تو از آن
شود قربانی خلاق جانان
 
بگوید «خوشنوا»این شعر آخر
شهیدان زنده اند الله اکبر
 
محمدحسین محمدی(خوشنوا)
کلمات کلیدی این مطلب :  مصیبت ، ظلم ، امام حسن مجتبی ، خوشنوا ، محمدحسین محمدی ، هدیه یار ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/25 در ساعت : 11:49:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  226


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,409 | بازدید دیروز : 43,300 | بازدید کل : 135,362,444
logo-samandehi