ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حضرت حسین! سلام

 

(قالب شعری سه گلشن: آغازگر+ بدنه+ پایانبخش؛

هربخش با حداکثر تنوع در  امتداد و قافیه)

 

سلام، امام دل بی قرار، حضرت عشق!           

             سلامی از دلِ چشم انتظار، حضرت عشق!

 

طنینِ پرچمِ عشقت، بهشت آواز است         

               و نازِ نامِ تو ای عشق! عاشقی ساز  است

دلم زمینه ی پرواز تا دلِ پردیس        

                و با ترانه ی فُطرُس، عجیب همراز   است

و دیشب عاشق مجنون، مقیم میکده شد           

          به روی عاشق مجنون،  همیشه  در، باز است

حسین اگرچه پیمبر نبود، معجزه داشت  

               نه این که معجزه   بلکه  خدای اعجاز است

چقدر دل که به نام حسین، زنده شدَه ند       

                  همیشه  نازِ   نسیمش ترانه پرداز است

 

سلام، نور خدا، بهترین تغزّل سرخ!          

                         گلاب رازِ   دلاواز نغمه ی    گل سرخ!

سلام، رنگ خدا، حضرت حسین! سلام   

                            سلام،   دلبرِ   زیبای  هر تأمّل سرخ!
 



   تاریخ ارسال  :   1398/6/7 در ساعت : 10:11:35   |  تعداد مشاهده این شعر :  796


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1398/6/11 در ساعت : 21:56:4
بسم الله النّور
شعر «حضرت حسین!سلام» اثر آقای رضاپور که خود را مبدع قالبهایی از شعر سنتی می داند، خوب و قابل قبول است.
فقط در یک مصراع وزن به اندک رعایت نشده است:
و دیشب عاشق مجنون مقیم میکده شد....
اهل فن به روشنی می دانند که حرف ع از کلمه ی عاشق در مصراع مذکور ملفوظ نیست ، در حالی که باید باشد و همین وزن شعر را اندکی مختل کرده است.یعنی:
و دیشب عاشق مجنون...و دیشب آشق مجنون تلفظ می گردد.
اگر شاعر می گفت (و بگوید):
شبانه عاشق مجنون...
لغزش وزنی برطرف می گردد.
والسّلام
محمدعلی رضاپور
1398/9/15 در ساعت : 9:56:43
سلام و ارادت،
متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز!
بنده، قائل به حد وسطی درباره ی سنت پذیری و سنت گریزی در ادبیات هستم. به گمانم در تلفظ فارسی- برخلاف عربی-
تفاوتی میان الف و عین نیست
و اگر پیشینیان،
مثلا تلفظ عاشق و آشق را مختلف می دانستند،
بنده دلیلی برای پیروی نمی بینم.
زنده باشید!
ابراهیم حاج محمدی
1398/9/17 در ساعت : 10:27:40


دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور
هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرطِطان بَهس شود. شما که غاعل به هَدّ وَصَتی در بارح ی ثُنَّط پضیری و صُنّط گریضی در عَدبیاط حثطید و بح گمانطان در طلفّز فارثی بر خلاف اَرَبی طفاوطی میان عَلِف و اَین نیصط بد نیثط این گمانطان را بح طمامی هُروفِ غریب المخرج در ضبان فارصی طَامیم دحید و عَض عِین بح بَاد (( عَرعَر)) را (( اَراَر)) و ((ارّه)) را ((عرّه)) و (( آب)) را ((عاب)) و (( علی)) را (( اَلی)) و (( احمد)) را (( عَهمد)) و ((طوطی)) را ((توتی)) و ((عناب)) را ((اناب)) بنویسید. و غِث عِلا حازا. ببینید چی از کار در می عاید دوثطِ اَظیذ؟ !!!
محمدعلی رضاپور
1398/9/18 در ساعت : 7:34:7
سلام،استاد حاج محمدی عزیز!
صحبت از املاء کلمات نبود،
صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی که واژه ی دوم
با واج ا/ع شروع می شود. اگر دلیل خاصی هست که قانع کننده باشد، مشتاق شنیدن و پذیرفتن ام.
زنده و پاینده باشید!
ابراهیم حاج محمدی
1398/9/20 در ساعت : 7:1:29
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور
درود بر شما
اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی است که برخی بزرگواران نا آگاه  مرتکب می شوند . آنچه در باره ی حرف همزه و الف اتفاق می افتد اتصال است نه ادغام. ما دو نوع همزه داریم همزه ی قطع و همزه ی وصل . همزه ی وصل را می شود با اتصال به کلمه ی ماقبل حذف  کرد و تلفظ نکرد . اما این کار در مورد همزه ی قطع جایز و بلکه شدنی نیست . یعنی  بلائی که بعضی دوستان از قبیل شما  بر سر«حرف عین» می آورند بر سر همزه ی کلماتی از قبیل«ایادی»، «أیدی» و «آبا الفضل» و «ألَست» نمی شود آورد!!! چون همزه در این کلمات همزه ی قطع است نه همزه ی وصل.
ثانیا . وقتی که بنا باشد بنا بر استدلال شما چون در تلفظ فارسی عین و همزه یکسان تلفظ می شوند همان کاری را با عین کرد که با همزه می کنیم چرا روا نباشد که این امر را به همه ی حروف قریب المخرج مثل (( ز )) و (( ض)) و (( ذ)) و (( ت)) و (( ط)) و ((س)) و ((ث ))  و (( ص)) تعمیم داد و وقتی که روا باشد در تلفظ این کار را بکنیم چرا روا نباشد که در املا این کار را بکنیم ؟
ثالثا دوست بزرگوار من اگر شاعری اینچنین بسراید:
بر سر گرفته کاجی اگر تاج از آب ها
از ما گرفته اند بسی باج عذاب ها
در مصرع دوم به ضرورت وزن باید (( باج عذاب ها )) را (( باجذابها )) که مساوی است با (( باجزاب ها)) بخوانیم چون طبق استدلال شما همزه و الف و عین یکجور تلفظ می شوند و مخاطب بخاطر این که منظور ما را متوجه شود حتما باید از روی نوشته بخواند در نتیجه به املا نیاز است .
رابعا دوست عزیز آیا بزرگانی چون مولانا و حافظ و خواجو و مسعود سعد سلمان و سنایی و بیدل دهلوی و صائب تبریزی توجه نداشته اند که حرف عین و همزه قریب المخرجند ؟ و آیا به عقل آنها نرسیده است که چون قریب المخرجند پس می شود که با عین هم همانگونه برخورد شود که با همزه و الف برخورد می شود؟ شما اگر یک مورد و فقط یک مورد در آثار این بزرگان و حتی متاخرین همچون بهار و پروین اعتصامی و شهریار نشان بدهید که با حرف عین چنین معامله ای کرده باشند جایزه دارید !!!
این کمترین در دفتر کاربری ام در همین سایت غزل ذوالردیفینی !!!! دارم با عنوان (( با ما نکرده اند مدارا عذاب ها)) ذیل آن سروده بحث مستوفایی در این باره کرده ام که می توانید مراجعه کنید . به این آدرس:
http://www.irafta.com/showtext.aspx?id=3472
بازدید امروز : 9,706 | بازدید دیروز : 22,610 | بازدید کل : 130,421,126
logo-samandehi