ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فصل مهربان
«فصل مهربان»
 
هزار صحبت ناگفته در نهان دارم
هزار خاطره ي خوب از آن زمان دارم 
 
ستاره ها و شبِ پشت بام خوابيدن 
چه قصه هاي قشنگي از آسمان دارم 
 
بهار، سرزده از گرد راه مي آمد
چنان كه حسرتي از جنس كهكشان دارم 
 
صداي خادم مسجد، زلال جاري ماه! 
هنوز حس قشنگي به آن اذان دارم 
 
قنات هاي پر از آب و كوزه ها سرشار
عجيب حسرت آن جوي موليان دارم 
 
تنور خانه ي همسايه بوي نان مي داد
هزار نكته از آن فصل مهربان دارم 
 
هنوز قصّه ي مادر بزرگ يادم هست
هنوز دلهره ي دزد و كاروان دارم 
 
صداي زنگ جلودار و خوشه ي پروين
شب است و دغدغه ي لوك و ساربان دارم 
 
مگير از دل من حس روستايي را 
چنان كه از نفسش نامه ي امان دارم 
 
تمام هستي خود را به آن گره زده ام 
كه احتياج به اين شعر ناگهان دارم
 
مگير خرده به احساس آفتابي من 
به رغم موي سپيدم دلي جوان دارم !

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/4/23 در ساعت : 4:56:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  646


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

داوود خانی لنگرودی
1397/4/27 در ساعت : 23:45:13
"آنِ معرفه" در "فصل مهربان"....
جناب خدابخش صفادل، دلی به روشنی آیینه ها دارند و غزل را زیبا می سرایند و البته، بر این سروده، اندکی جای درنگ:
" آنِ معرفه" در این سروده، چهار بار تکرار شده که خب در یک غزل یازده بیتی، ایراد چندانی بر آن وارد نیست؛ اما در روبرو شدن با شعرشاعری که در غزل توانایی فراوانی دارد، لابد می توان حساس شد و مته بر خشخاش گذاشت به ویژه این که در مصراع:
"قنات هاي پر از آب و كوزه ها سرشار
عجيب حسرت آن جوي موليان دارم"
اگر این جوی مولیان، سوای یکی از آن قنات ها و حتی یکی از آن میان باشد، آن وقت من مخاطب حق دارم بپرسم کدام جوی مولیان؟ نکند منظور شاعر همان جوی مولیان بخارای رودکی باشد و...
و در این نقد، جسارتم را با استعانت از مقطع زیبای غزل آن بزرگوارم پایان می دهم:

"مگير خرده به احساس آفتابي من
به رغم موي سپيدم دلي جوان دارم "!
خلیل ذکاوت
1397/4/23 در ساعت : 19:8:3
سلام استاد.
مگیر خرده به احساس آفتابی من/به رغم موی سپیدم، دلی جوان دارم.

احسنت.
درود و دست مریزاد.
خدابخش صفادل
1397/4/26 در ساعت : 6:28:21
درود و سپاس!
بازدید امروز : 17,752 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,604,772
logo-samandehi