ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



با تو چهل شب را سحر کردم
بسم رب الحسین

ای کاش می شد من هم این شب ها
در گوشه ای دنج از حرم باشم
یا نوحه ای پرشور باشم ، یا
ترکیب بند محتشم باشم
می شد شبیه پرچم سرخی
بر روی بیرق ها رها بودم
در دسته های سینه زن...گاهی
در هیئت زنجیر ها بودم
می شد که تا مرز شلمچه رفت
می شد که زد دل را به جاده رفت
می شد شبیه خیل مشتاقان
تا کربلا پای پیاده رفت
با تو محرم را صفر کردم
با تو چهل شب را سحر کردم
هر وقت یاد زینب افتادم
خون گریه ها را بیشتر کردم
هر وقت یاد زینب افتادیم
معجر دوباره یادمان آمد
از خیزران، از شام، از غربت
از گوشواره یادمان آمد
می خوانم از چشم عزاداران
مقتل به مقتل از لهوفت را
تا دین جدت را بفهمم، باز،
می خوانم امشب "یا سیوف..." َت را
حال خوشی دارم اگر چه اشک
در سطرسطر شعر من جاریست
این چشم و روی خیس در عالم
تنها مسیر آبرو داری ست
سعید تاج محمدی
-------------
http://meysammotiee.ir/post/716
این شعر با صدای حاج میثم مطیعی روضه ی شب اربعین 93
کلمات کلیدی این مطلب :  اربعین ، سعید تاج محمدی ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/9/1 در ساعت : 7:28:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  770


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  ژاله سحر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بسیار زیبا و دستداشتنی...
نام ارسال کننده :  ژاله سحر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بسیار زیبا و دستداشتنی...
نام ارسال کننده :  ژاله سحر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بسیار زیبا و دستداشتنی...
نام ارسال کننده :  ژاله سحر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بسیار زیبا و دستداشتنی...
محمدمهدی عبدالهی
1394/9/1 در ساعت : 8:20:12
سلام و عرض ادب برادر بزرگوارم
درود بر شما
محمدرضا جعفری
1394/9/1 در ساعت : 9:9:48
درود..................بسیار زیباست
می شد که تا مرز شلمچه رفت
می شد که زد دل را به جاده رفت
می شد شبیه خیل مشتاقان
تا کربلا پای پیاده رفت
صمد ذیفر
1394/9/3 در ساعت : 21:41:1
سلام
درودتان جناب تاج محمدی عزیز
مأجور باشید ان شاء الله
جابر ترمک
1394/9/5 در ساعت : 1:25:5
خوانم امشب "یا سیوف..." َت را
حال خوشی دارم اگر چه اشک
در سطرسطر شعر من جاریست
این چشم و روی خیس در عالم
تنها مسیر آبرو داری ست
بازدید امروز : 7,690 | بازدید دیروز : 35,943 | بازدید کل : 130,169,795
logo-samandehi