ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : گزارشی از گروه بزرگ هندیران: زنان عاشورایی
۞ :: «مخزن‌الاسرار» با صدای ساعد باقری در بازار نشر
۞ :: ویژگی مهم شعر آیینی که تأیید اهل بیت را به همراه دارد
۞ :: ماجرای شعری که صاحبش را کربلایی کرد!
۞ :: تقدیر دوباره رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاع
۞ :: شاعر و نویسنده مشهور افغانستان درگذشت
۞ :: پیام تسلیت وزیر ارشاد برای «مودب» و «علا»
۞ :: هفدهمین کنگره ملی شب شعر عاشورایی فراخوان داد
۞ :: گردهمایی شاعران به یاد علامه حکیمی
۞ :: انتشار کتاب 4 زبانه «نقاشی خدا» در هند به قلم «قزوه»
۞ :: خدا حافظ رفیق
۞ :: خادم فرهنگ عاشورایی در محفل عاشورایی «قیامتِ دنیا» تجلیل شد
۞ :: بانگ شاعران در حسینیه هندیران
۞ :: محفل «قیامتِ دنیا» میزبان شاعران عاشورایی می‌شود
۞ :: حدادعادل: اسلام و انقلاب مانند روحی در کالبد شعر «انصاری‌نژاد» جاری است
۞ :: علیرضا قزوه: شاعران فارسی‌زبان هند مجموعه شعر کودک و نوجوان منتشر می‌کنند
۞ :: 4 جلد گزیده اشعار محمدحسین انصاری‌نژاد منتشر شد
۞ :: مهلت ارسال اثر به جایزه «بهترین کتاب دفاع مقدس» تمدید شد
۞ :: «یوسفعلی میرشکاک» به سوگ فرزند نشست
۞ :: ارادت شاعران فارسی زبان به امام علی (ع)



������ ������

* برای آخرين خورشيد

اي مهربان ترين رسول!
در روزگاري كه قحط عاطفه بود و دستان شب زده ، نوزاد صبح را زنده بگور مي كردند؛
درعصري كه تا چشم كار مي كرد صحرا بود و سياهي و سكوت؛
در زماني كه پرندگان نت آواز خود را فراموش كرده بودند؛ چشم هاي زيبايت را به روي دنيا گشودي و صداي آرامش بخش و مهربانت همچون آبشاري دل انگيز به دلهاي خشك و بي رمق سرازير شد.
اگر كسي اهل دل بود مي توانست صداي آواز سنگها را هم بشنود.
يش از تو هيچ كوهي مفهوم پژواك را نمي دانست. همه كوچه هاي زندگي يا بن بست بودند يا باريك و بي مقدار.
به هستي كه قدم گذاشتي ، آسمان به روي زمين آغوش باز كرد. موج ها به احترامت قيام كردند و نخلهاي خميده جان گرفتند.
به پرستوها مسير پرواز را آموختي. آنگاه با نگاهي كه تا خدا قد كشيده بود به مكه و مدينه وسعت بخشيدي.
از همان روز بود كه انسان قدر و قيمت پيدا كرد و بهشت آفريده شد.
دريا ها و جنگلها پشت سرت به نماز ايستادند و سنجاقكها و پروانه ها به مسير چشمانت اقتدا كردند.

اي پيام آور مهر و دوستي!
تو مانند آبي گوارا، پاسخي به تمام پرسشهاي تشنگي بودي.
خوشا به حال آنهايي كه تو را ديدند و باران شدند.
صدايت را شنيدند و به پرواز در آمدند. عطر حضورت را استشمام كردند و تاك شدند.

حالا بعد از هزار و چند صد سال از تنفس صبح آمدنت ؛ هنوز هم وقتي نسيم نامت مي وزد عطر خوش صلوات همه جانهاي مشتاقت را معطر مي كند.


تاریخ ارسال :   1396/8/26 در ساعت : 8:41:54       تعداد مشاهده : 724



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمدمهدی عبدالهی
1396/8/28 در ساعت : 22:40:4
درود بر استاد سعيدى راد عزيز
بازدید امروز : 19,892 | بازدید دیروز : 22,269 | بازدید کل : 135,020,405
logo-samandehi