ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گویید به این عید که امسال نیاید
گویید به این عید که امسال نیاید
در کشور غمدیده‌ی ما ره نگشاید
شهری که در آن اشک یتیمان شده جاری
خون می چکد از شاخ و بر و برگ قناری
صبحی که از آن پرده برون آمده ای وای
جای نفس از سینه چو خون آمده ای وای
با خون جوانان وطن کی شود این باغ
در دیده و چشمان یتیمان شده این داغ
در مسجد و مکتب، همه‌جا خون شده جاری
فرمانده این قتل و قتال است، خماری
عمریست دراین خانه کسی خنده نکارید
جز نام پدر خنده به ما هیچ، نبارید
نی عید و برات است و نه ایام بهاری
هر روز و شب اینجاست صدای انتحاری
دربند دو سه نام و حریم شب سردیم
در کارگه خسته بدنبال چه گردیم؟
باید قلمی بر ورق خویش برانیم
با چکش خود سیم دل خویش بخوانیم
تا عید شود فرصت لبخند و زیارت
دل را کند آهنگ نگار از چو به غارت
 
محمدصالح مصلح
 
۹ثور/ اردی بهشت ۱۴۰۱ش
کلمات کلیدی این مطلب :  عید، محرومیت؛ درد و غم ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/11 در ساعت : 22:57:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  151


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1401/2/12 در ساعت : 9:55:13
سلام
سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به جای به کشور ... در کشور آمده ( بنا بر وزن ) و در ادامه هم با اطلاق /شاخ و بر و برگ /که برای درخت است به قناری این ضعف تالیف وجود دارد و نیز یکباره از شهر به صبح رفتن و ...، ضعف تالیف و عدم ارتباط منطقی عمودی بین بیتها و بعضا گنگ بودن مفهوم ( مثل بیت پایانی) این سروده را رنج می دهد .
خدابخش صفادل
1401/2/14 در ساعت : 10:10:0
این مصراع اشکال وزنی دارد:
هر روز و شب اینجاست صدای انتحاری
بازدید امروز : 18,319 | بازدید دیروز : 22,183 | بازدید کل : 142,532,137
logo-samandehi