ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - طاعات و عبادات شما قبول درگاه الهی - طبع سیالی دارید و شعرهای خوبی - اما اگر من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان بزرگوار ... - طاعات و عبادات تان مقبول درگاه الهی ...<   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد طارق خراسانی بزرگوار ... - طاعات و عبادات تان مقبول درگاه اله   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام - صد رحمت به غیرت ادبی شما - گویا دراین کشور وسایت فقط ازدرددمردم نباید گفت ،من یک شعرسی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
متاسفانه همینطور است در این سروده چند سطری هرچه از سطر اول فاصله می گیریم وزن مخدوش تر است به گونه ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات متاسفانه در بعضی از اشعار با وجود این که جای معنا تا حدو   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عاقبت
آنکه در اندیشه‌ام عاجز‌ترین موجود بود بر بلاهای جهان شیطان بلا شد عاقبت هرکِه لافِ با وفایی زد در این دارِ فنا عاقبت غرقِ جفا شد، بی‌وفا شد عاقبت آن بُتی را که به دستانِ خود آوردم پدید با دوچشمِ خویشتن دیدم خدا شد عاقبت آن صنم که خود دمیدم در وجودش زنده‌گی در تلاشِ قبضِ روح و جانِ ما شد عاقبت رهنمای راهِ ما که راه بر ما می‌نمود راهِ خود گم کرد و در راهِ خطا شد عاقبت دیگران را که بمان، حتی به خود بی‌باور ام آن‌کِه را که سایه می‌خواندم، جدا شد عاقبت! میرویس هروی
کلمات کلیدی این مطلب :  شعر ، قالبِ کلاسیک ، غزل ، عاقبت. ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/22 در ساعت : 21:19:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  118


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

یوسف شیردژم «افق»
1400/10/28 در ساعت : 13:30:40
سلام برادر
غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود
1- در مصرع
آن بُتی کز سنگ با دستِ خود آن‌را ساختم
یکی از "آن " ها اضافی است. در ضمن استفاده از "کز" به جای "که از " باعث کهنگی زبانت شده است
می توانید بفرمایید:
آن بت سنگی که با دست خود آوردم پدید
2- در مصرع:
با دوچشمِ خویش دیدم کو خدا شد عاقبت
به دلیل وجود "کو" به جی "که او " با همان بحث کهنگی مطرح است می توانید بفرمایید:
با دو چشم خویشتن دیدم خدا شد عاقبت
3- د رمصرع:
آن صنم که خود دمیدم در وجودش زنده‌گی
"زنده گی" صحیح نیست بلکه "زندگی" صحیح است و حرف گاف دقیقاً به جای حرف هاء آمده است.
به جای " زندگی" می توانید بنویسید " روح را "
4- متوجه این بیت نمی شوم !
دیگران را که بمان ، حتی به خود بی‌باور ام
آن‌کِه را که سایه می‌خواندم، جدا شد عاقبت!

برقرار باشید
بازدید امروز : 15,952 | بازدید دیروز : 19,464 | بازدید کل : 141,667,670