ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«شوکران فاصله ها»
«شوکران فاصله ها»
 
...با من، بدون هیچ هراسی، قدم بزن
محکم، بساط دلهره هارا به هم بزن
 
چشمم به راه مانده از این کوچه بگذری
یکبار سمت خانه ی ما هم قدم بزن !
 
هم رنگ آب و آینه پیراهنی بپوش
 تصویری از بهشت برایم رقم بزن
 
بنویس عاشقانه ای از جنس آفتاب
بنشین، بدون واهمه، قدری قلم بزن
 
دور از تو، سخت حال و هوایم گرفته است
از شوکران فاصله ها، حرف، کم بزن !
 
خالی مباد پشتم از این تکیه گاه، هیچ!
کمتر برای رفتن از این شهر، دم بزن !
 
چیزی نمانده است که ویرانه ای شوم
یک مشت گِل، به گوشه ی این خانه هم، بزن
 
اندوه، تا عمیق دلم رخنه کرده است
بی اعتنا مباش...، نهیبی به غم بزن!
                     ه ه ه
باران گرفته است، به رنگ گذشته ها
 با من، بدون چتر، زمانی قدم بزن!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  شوکران ، هراس ، قدم ، رقم ، بساط ، کوچه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/9 در ساعت : 13:29:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  179


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1400/9/10 در ساعت : 12:54:14
سلام
در حد بقیه آثار استاد نیست
استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه با ضعف تالیف ( بجز بیت های 3 و 5 ) امتیاز این سروده را از سایر آثار استاد جدا می کند
جسارت شد . ببخشید
خدابخش صفادل
1400/9/10 در ساعت : 21:47:6
درود
سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی!
آن چه فرمودید درست است و می پذیرم.
نه برای دفاع و پاسخگویی، بلکه آن چه در ذهن دارم، اجازه بدهید برای شما هم بگویم: واژه ی«هم» در دومعنی به کار رفته است.
راستش تکرار قافیه در واژه ی «قدم» را آگاهانه و به قول نیشابوری ها از دستی به کار برده ام یعنی نخواستم آن مفاهیمی که در ذهنم بود فدای تکرارقافیه بشوند.
از محبت و توجه شما به دلنوشته هایم بسیار سپاسگزارم.
بازدید امروز : 2,672 | بازدید دیروز : 20,987 | بازدید کل : 138,270,290